تبليغاتX
ستارگان پارسی
گلرنگ Carthamus tinctorious
safflower

2 نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 5:32  توسط   | 

خودتی؟

مطمئن نیستم خودت باشی اما ممنونم ازجمله ی قشنگی که برام نوشتی  بدون که من توعشقم شکست نخوردم بلکه ازش سربلند بیرون اومدم میدونی چرا؟ چون با وجود اینکه پاسخ عشقمو با عشق نگرفتم بازم عاشقم. بودی   هستی    خواهی بود   اونم کجا    تو قلب من. دوست دارم  مثبت بینهایت.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 3:47  توسط   | 

تنظیم خانواده(قسمت دوم)

تغييرات درجمعيت اعم ازافزايش Increase يا كاهش Decrease، رشد ناميده ميشود كه درمورد افزايش مثبت ودرمورد كاهش منفي خواهد بود.

 

مرگ ومير

 

يكي ازشاخصه هاي مهم درجمعيت شناسي بوده كه بطورطبيعي موجب كاهش جمعيت ميگردد. يكي ازميزانهاي مهم دراموربهداشت، مرگ ومير كودكان زيريك سال(نوزادان) است كه دركشورهاي پيشرفته 0/008 ودركشورهاي درحال توسعه 0/040_0/180 ميباشد.

 

تولد وباروري

 

اين عامل موجب رشد مثبت درجمعيت شده وعبارتست ازكليه ي تولدهايي كه دريك گروه اجتماعي يا دريك منطقه ي جغرافيايي ودريكسال اتفاق مي افتد. كودكاني كه درطي يكسال به دنيا مي آيند بروضعيت فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، سطح مسكن، سطح تسهيلات ودرآمد Income و... تاثيرگذار خواهند بود. ازديگرفاكتورهايي كه درپيش بيني Prediction جمعيت اهميت بسيارزيادي دارد، ميزان باروري كلي ميباشد كه عبارتست ازميانگين Average فرزندان زنده ي متولد شده درسالهاي باروري يك زن.

 

مهاجرت

 

مهاجرتها ممكن است داخلي (ازروستا به شهرويا بالعكس) يا خارجي باشند. مهاجرت ممكن است موجب نوساناتي دررقم جمعيت منطقه گردد اما دررقم جمعيت كلي دنيا تاثيري ندارد.

 

وقايع حياتي Vital events

 

عبارتند ازوقايع چهارگانه ي  ولادت Birth، ازدواج Marriage، طلاق Divorce ومرگ Die.

 

تنظيم خانواده  Family adjustment

 

هدف ازتنظيم خانواده ايجاد توازن Equilibrium بين امكانات وتعداد فرزندان درخانواده ميباشد. امام علي(ع) ميفرمايد (( كمي اعضاء خانواده يكي ازدو عامل خوشبختي است)). تنظيم خانواده به اعمالي اطلاق ميگردد كه به افراد كمك مي نمايد تا به اهداف ذيل دست يابند:

.1 پرهيزازتولد كودك ناخواسته Unwelcome

.2 داشتن كودك به تعداد دلخواه Arbitrary

.3 تنظيم فواصل بين بارداريها Pregnancy

.4 مراقبت اززنان وزايمان Parturition دررابطه با سن پدرومادر Parents

 

جنبه هاي بهداشتي تنظيم خانواده

 

.1 سلامت زنان Women's healthness

.2 سلامت جنين Fetus healthness

.3 سلامت شيرخواران وكودكان Suckling & children's healthness

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 3:27  توسط   | 

عشق نامه

نامه ای به معشوق

سلامی به زیبایی زیبا ترین زیبای دنیا به تو که زیبا ترین زیبای دنیایی

من عشق را در رویاهای هرشبم به یاد تو میبینم  

من عشق را با لمس عکس تو درآلبوم خاطراتم حس میکنم

من عشق را با صدای آواز دو نوزاد عروسکی که یادگار توست می شنوم

من عشق را با قطره ی اشکی که به یاد تو میریزم  می نوشم

من عشق تو را زندگی میکنم

من انتظار مرگ را با عشق تو زیبا می بینم

ای لحظه ساز زندگی من بدان که هرگز هیچ کس وهیچ چیز جای تورا درقلبم نگرفت   نگرفته   ونخواهد گرفت.

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 3:18  توسط   | 

هميشه غمناك ترين لحظات رو كسي برات به وجود مياره كه شادترين لحظات روباهاش داشتي.

 غضنفر چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن.  ميگه: يه نوشابه خنك ‏ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، غضنفر يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده!!!‎

 از يه ديوونه ميپرسن چرا ديوونه شدی؟ ميگه: من يه زن گرفتم که يه دختر 18 ساله داشت. دختر زنم با بابام ازدواج کرد. در نتيجه زن من، مادرزن پدرشوهرش شد، از طرفی دختر زن من که زن بابام بود، پسری زاييد که ميشد برادر من و نوه‌ي زنم، پس نوه‌ي منم ميشد. در نتيجه من پدربزرگ برادر تني خودم بودم. چند روز بعد زن من پسری زاييد که زن پدرم خواهر ناتني پسرم و مادربزرگ او شد، در نتيجه پسرم برادر مادربزرگ خودش شد. از طرفی چون مادر فعلي من يعنی دختر زنم، خواهر پسرم بود، در نتيجه من خواهرزاده‌ي پسرم شدم!! اگه هنگ کردی= Ctrl+Alt+Delete رو بزن !!

2 نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:4  توسط   | 

تنظیم خانواده(قسمت اول)

جمعيت Population

 

به مجموعه اي ازافراد كه دريك منطقه ي معين (محله، شهر، استان، كشور) وبطورمستقل زندگي ميكنند جمعيت گفته ميشود. جمعيت معمولا" به شكل تجمعي ازافراد خانواده هاست وخانواده Family واحد اساسي اجتماع Society به شمارميرود.

 

دورنمايي ازجمعيت جهان

 

توسعه ي واقعي جمعيت دنيا درعصرجديد رخ داده است وبهترين شاخص Index درتعيين Determining سرعت افزايش جمعيت، محاسبه ي زمان دوبرابرشدن آن يعني مدتي كه درطول آن جمعيت دوبرابر ميشود است. تخمين Estimate زده ميشود كه جمعيت جهان درسال 2050 ميلادي تقريبا" به رقم 9/4 ميليارد نفربرسد. امروزه بيش ازيك ميليارد نفردرجهان بين سنين 15_24 سالگي قراردارند، بنابراين آهنگ رشد جمعيت درسالهاي آينده بستگي به تصميماتي Decisions دارد كه اين قشرجوان درمورد تعداد افراد خانواده وتعداد فرزندانشان اتخاذ خواهند كرد. جمعيت كشورايران درصدسال قبل تنها ده ميليون نفربوده كه اين رقم درسال 1376 هجري به شصت ميليون نفررسيده است. افزايش جمعيت ميتواند كليه ي برنامه ريزيهاي Schedules اقتصادي، فرهنگي Cultural، بهداشتي Sanitary واجتماعي Social را تحت الشعاع قراردهد.

 

                             مشكلات ناشي ازرشد بي رويه ي جمعيت

 

اغلب كشورهاي توسعه يافته ميزان رشدي بين 0_1% درسال دارند درحالي كه اين ميزان در كشورهاي درحال رشد بين 2_3% ويا بيشترميباشد. رشد بي رويه ي جمعيت مشكلاتي را بدنبال دارد كه ازجمله ي آنها ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:

.1 رشد جمعيت ودغدغه ي تامين غذا

.2 رشد جمعيت ونظام آموزشي

.3 رشد بي رويه ي جمعيت ونظام اقتصادي

.4 رشد بي رويه ي جمعيت وتامين مسكن

.5 رشد بي رويه ي جمعيت ومسائل بهداشتي

 

حركت جمعيت

 

جوامعي كه دريك مكان جغرافيايي زندگي ميكنند هميشه ثابت نبوده وتعداد، جنس وكيفيت گروههاي سني به مرورزمان تغيير خواهد كرد زيرا عواملي مانند مرگ ومير Mortality، زادوولد Births، مهاجرت Migration، جنگ War، فراگيري بيماريها(اپيدمي) برساختمان جمعيت اثرگذاشته وموجب دگرگوني آن ميگردد كه اين دگرگوني را حركات جمعيت Populace movements ميگويند. چنانچه حركات جمعيت دراثرتولد ومرگ وميرحاصل شود به آن حركت زماني Chronological movement اطلاق ميگردد وچنانچه مهاجرت درآن دخيل باشد آن را حركت مكاني Local movement ميگويند. باروري، مرگ وميرو مهاجرت نقش تعيين كننده اي بررشد جمعيت دارند.

2 نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:54  توسط   | 

يك دقيقه فكركه منتهي به عمل شود، بسي بهتراز هزارسال نقشه كشيدن درخواب وخيال است.(مونتسكيو) 

 از روی سئوالهای افراد بهتر از جوابهاشان می‌توانید درباره آنها قضاوت و داوری کنید. (ولتر)

کسی که عقل را بر احساساتش غلبه دهد قوی ترین و نیرومندترین انسان روی زمین است. (مولای متقیان)

2 نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:53  توسط   | 

کنترل وگواهی بذر(قسمت اول)

تعاريف وتوضيحاتي دررابطه با بذر Seed

 

واژه هاي كليدي Keywords

 

ساقه چه Caulicle، پوشش بذر Seed coat، ريشه چه Radicle، برگچه Leaflet، ميانگره Internode، گره Node، آندوسپرم.

 

بذرازديدگاه كشاورزي

 

عبارت است ازهرقسمت گياه كه پس ازكاشت Implant ميتواند گياهي مشابه گياه اوليه را توليد نمايد.

 

بذرازديدگاه گياهشناسي Botany

 

گياهچه ي Seedling كوچك وكاملي Perfect كه تمام اندامهاي لازم را براي تكثير Propagation دراختيارداشته وبصورت فشرده Intensive درون اندامي به نام بذرتجمع Congregation يافته است.

بنابراين بذرميتواند مانند غده Tuber، پياز Onion، ريزوم Rhizoid، استولن Stolon، پاجوش  Sprigو قلمه Cutting، يك عضو رويشي ويا مانند دانه Grain حاصل ازفرآيندهاي زايشي باشد. با اين توضيحات، تكثيرميتواند جنسي ويا غيرجنسي باشد، بذري كه حاصل ازفرآيندهاي جنسي است ميتواند به شكل يك ميوه ي خشك مثل گندم Wheat(Triticum vulgare)، جو Barley(Hordeum vulgare)، ذرت Corn(Zea mays) ويا اينكه مغزميوه باشد مانند لوبيا Bean(Phaseolus vulgaris)، ماش Ers(Phaseolus mungo)، عدس Lentil، سويا Soybean(Glycine max) ويا ممكن است قسمتي ازپوست ميوه باشد. بذردرتكثيرغيرجنسي ميتواند به شكل غده ي زيرزميني مثل سيب زميني Potato (Solanum tuberosum )، پيازويا ساقه هاي هوايي مثل نيشكر Sugar cane (Saccharom officinarum ) باشد. بنابراين دراصطلاح علمي، بذرگياهچه اي كاملا" رشد نيافته ميباشد كه همانند پلي بين نسلها عمل ميكند. بسياري ازگياهان زراعي به منظورتوليد بذر كشت ميگردند.

 

فعاليتهاي آنزيمي وهورموني درون بذر

 

هراندامي براي تكثيربايستي يك سلول اوليه (آغازين، بنياذين، آغازگرويا جنين Embryo) داشته باشد. اولين فرآيندي Process كه درهنگام جوانه زدن Germination رخ ميدهد، جذب Absorption آب است، جذب آب پديده اي فيزيكي ميباشد كه هم بذورزنده وهم مرده قادربه انجام آن هستند. مواد غذايي موجود درآندوسپرم ازجمله قندها بايستي شكسته شده وبه مصرف جنين برسند تا اينكه رشد كرده وسبزنمايد واين عمل(تجزيه ي قندها) توسط آنزيمهاي موجود انجام ميگيرد. فرم ذخيره اي قند دردرون گياه نشاسته Starch بوده وبا توجه به اينكه نشاسته بردوقسم (آميلوز وآميلوپكتين) است، تجزيه ي آن توسط دو آنزيم صورت مي پذيرد.

 

2 نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:48  توسط   | 

سلام علکم    یکی ازدوستان ارجمند لطف فرموده وحسابی ازخجالت قیافه وزادگاه من در اومدن  میخواستم ازاین دوست عزیز تشکر کنم ودرضمن این مطلبو خدمت ایشون عرض کنم که در شان یک انسان ایده آل نیستش که بخواد با توهین به فرهنگ وهویت و به مسخره گرفتن دیگران خودشو راضی نگهداره.من اهل هرجایی باشم ایرانیم وهموطن خود شما دوست گرامی.

2 نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:55  توسط   | 

http://i.turboimagehost.com/p/310218/IMAG0006.JPG.html

http://i.turboimagehost.com/p/310220/IMAG0007.JPG.html

دوشنبه ۳/۲/۱۳۸۶    مرکز تحقیقات سرابله     عملیات زراعی

بالاخره نخود وجین کردنم یه کاره دیگه

حسین.ط (پیرهن آبی)            م.حیدر(نارنجی)           احسان.ر(اون یکی)

2 نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 12:28  توسط   | 

سلام دوستان   یه سوال داشتم   کدومتون تا حالا واقعا" عاشق شده  واقعا" واقعا"  یه عشق بی نظیر؟

وکدومتون تو همچین عشقی شکست خوردین؟ وبعدش چیکار کردین؟

 

؟

2 نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 10:15  توسط   | 

3 چيزرا نميتوان پنهان كرد: آتش، عشق وشعرشاعر(گوته).

 

فرمان دادم بدنم را بدون تابوت وموميايي به خاك بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاك ايران را تشكيل دهد.(كورش كبير)

 

رنگين كمان هديه ي كسي است كه تا آخرين لحظه زيرباران بماند. <unknown>

2 نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 6:37  توسط   | 

اعضای بدن قسمت پنجم

واژه(انگليسي)

معنا(انگليسي)

ترجمه(فارسي)

ترجمه(كردي)

Breast

Mamma- bosom- thorax

پستان – سينه(درمورد هم مرد وهم زن) – ممه - آغوش

مَمِگ – سينِگ (گ بطورغليظ وبايك تلفظ خاص)

uterus

-----------------------

رحم

بچَه دان – مِنال دان

Prostate gland

-----------------------

غده پروستات

پروستات - پروسات

ovary

-----------------------

تخمدان

خادان

vesica

cyst

مثانه

مثانَه

Anus

Arse- ass- place for setting- butt hole

مقعد- (همان کاربرد عمومی)

بدلايل اخلاقي از نوشتن آن معذورم - ديووا

testis

Egg - testicle

بيضه- تخم -خايه

خايَه- بِ ي ضَه- منع اخلاقی

vagina

-----------------------

واژن- مهبل

(همان كاربرد عمومي)

vulva

Cunt – pudendum – the female sex organ

آلت زن – فرج- (همان کاربرد عمومی)

(همان كاربرد عمومي)

penis

Pizzle- the male sex organ- prick

آلت مرد- قضيب- (همان کاربرد عمومی)

(همان كاربرد عمومي)

 

2 نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 6:35  توسط   | 

 

كر داوت(داوود) چيست؟ خطي است فرضي كه دورشخص مورد نظررا احاطه كرده وازاو تا اطلاع ثانوي درمقابل بلاياي طبيعي محافظت مينمايد.

 

كاربرد جمله ي كنايي (( چِما لَه شَو چوارشَمَه قَسَمِه دانَه)) كجاست؟ هر گاه فردي زشت چهره و(گاهي اوقات هم براي بزرگ نمايي زشت بودن يك شخص) نا زيبا در مناطق غربي كشور رؤيت گردد، چنين اصطلاحي بين اهالي آن منطقه ردوبدل خواهد شد.

 

مِيَرِ مِحَمَد(مهر محمد) چيست ؟ ابزاري مؤثر جهت دفع بلا ومكمل كرداوت بوده وهمواره به همراه آن بكار برده ميشود.

2 نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 6:25  توسط   | 

مبانی کشاورزی پایدار(قسمت دوم)

ريشه هاي شكل گيري كشاورزي پايدار  Sustainable agriculture

 

انقلاب سبز  Green revolution

 

درطول جنگ جهاني دوم وبعد ازآن يعني ازسالهاي 1940_1960 ، انقلاب سبز ازسوي بنيادهاي فورد، راكفلرو دولت آمريكا مورد حمايت قرارگرفت، البته بتدريج دولت آمريكا ايفاگرنقش محوري دراين رابطه شد. انقلاب سبزبه مجموعه اي ازواريته هاي پربازده، كودهاي شيميايي، سموم وديگرمواد شيميايي وهمچنين كنترل وحفاظت رطوبت Moisture اشاره دارد. وقتي ازاين ديدگاه محدود به تكنولوژي انقلاب سبز مي نگريم، زمينه هاي كاربرد آن صرفا" به مناطق مرغوب ومستعد Susceptible كه درآنها امكان ايجاد شرايط مناسب مثلا" رطوبت خاك ازنظر اقتصادي موجود است، محدود ميگردد. انتقاداتي بر مبحث انقلاب سبز وارد است كه اين انتقادات وتبعات منفي ناشي ازانقلاب سبز درنهايت ودرحدود دهه ي 1980 منجربه شكل گيري بحث كشاورزي پايدار گرديد. ازجمله انتقادات وارد برانقلاب سبزميتوان موارد ذيل را نام برد:

.1 ايجاد نابرابري هاي جغرافيايي

انقلاب سبز زمينه هاي كاربرد محدودي داشت بدين صورت كه دركشورهايي مانند هند،چين وسايركشورهاي جنوب شرقي آسيا پيشرفتهاي قابل توجهي صورت گرفت اما درساير نقاط ازجمله آفريقا ومناطقي كه داراي خاك حاصلخيز Fertile يا آب فراوان نبودند اين فرآيند با شكست مواجه شد.

.2 نابرابريهاي اجتماعي- اقتصادي

استفاده ازتكنولوژي انقلاب سبز مستلزم توانايي ريسك، دسترسي به سرمايه ي ثابت وجاري(وسايل وتجهيزات، زمين، آبياري Irrigation، زهكشي Drainage، بذور Seeds، كود شيميايي Chemical manure و...)، دسترسي به زمين وتوانايي استخدام نيروي كار مزد بگيرميباشد، بنابراين كشاورزان خرده پا كه دردسترسي به سرمايه ها Capital، نهاده ها Inputs و... مشكل داشتند دراستفاده ازانقلاب سبز دچارشكست شدند. البته مسئله هميشه اين نبود كه كشاورزان Farmers كوچك نميتوانند تكنولوژي جديد را بپذيرند بلكه مسئله دراينجا بود كه كشاورزان خرده پا خيلي ديرتراز كشاورزان بزرگ آن را مي پذيرفتند وآن هم زمانيكه دسترسي به اين تكنولوژي آسانتربود وفي الواقع دراين زمان مزاياي مالي روي آوري به سيستمهاي نو وپربازده نصيب زودپذيران گرديده بود، چرا كه پذيرش انبوهي غالبا" درنهايت سبب كاهش قيمت محصولات ميگرديد، بعلاوه تبعيضات Discriminations  اعمال شده ازسوي سازمانهاي ترويجي ومشخصا" تاكيد آنها بربكارگيري مروجان Promoters مرد باعث شد كه زنان كشاورز درموقعيت نامطلوبي Undesirable قرار گيرند.

.3 مشكلات بهداشتي ودرماني

روشهاي انقلاب سبز درمناطق با پتانسيل بالا به لحاظ توليدي با موفقيت زيادي بكار گرفته شد ولي آنچه بتدريج Gradually محسوس ترميگردد آن است كه اين موفقيت درافزايش عملكرد محصول Crop yield به قيمت بسيارگزاف وغيرقابل قبول ازنظرسلامتي انسانها ومحيط زيست تمام شد. استفاده ازمواد شيميايي دركشاورزي با توجه به سطح پايين سواد Literacy، ناكافي ونامطلوب بودن وسايل حمل ونقل وامكانات نگهداري سموم شيميايي، با سوء مديريت Management همراه ميباشد. دراين رابطه داستانهاي وحشتناكي Terrible ازجمله وجود سبزيجات Greens وميوه جات Fruitery آلوده به سموم دربازارهاي مناطق شهري به گوش ميرسيد، شمارمرگ ميرهاي ناشي ازمصرف سموم نيزدرحال افزايش بود وشواهد فراواني درخصوص افزايش ميزان مرگ ومير Fatality درماههايي كه استفاده ازسموم زياد بود وجود دارد.

.4 مشكلات زيست محيطي

كشاورزي مدرن بطرق مختلفي منافع نسلهاي آينده را ناديده ميگيرد، ازبين رفتن خاك زنده ي سطحي كه تنها ميتواند بتدريج وبا زحمات زياد ترميم Regeneration گردد، آلودگي خاك وآب وجوزمين Atmosphere، جنگل زدايي Deforestation، آبياريهاي بي رويه اي كه خاك را بعلت قليايي كردن غيرمولد Barren وغيرقابل استفاده ميكنند، مداخله ي غيرمسئولانه وهمه جانبه دراكوسيستم كه منجربه عدم تعادل Unbalance وآسيب پذيريهاي فراوان ميگردد، ازبين رفتن تنوع Diversity زيستي گياهي وجانوري، ازبين رفتن ذخيره ي ژنتيكي، گرم شدن Warming زمين و... همه ازتبعات كشاورزي مدرن ميباشند.

 

كشاورزي پايدار

 

كشاورزي اي است كه دردرازمدت كيفيت زيست محيطي ومنابع پايه اي را كه كشاورزي بدانها وابسته است ارتقاء دهد، نيازهاي اساسي غذا وفيبرانسان را فراهم آورد، ازنظراقتصادي بادوام بوده وكيفيت زندگي كشاورزان وجامعه ي روستايي Rural society را بهبود Improvement بخشد،(Anon 1989). كشاورزي پايداربه يك سيستم توليدي وتوزيعي اطلاق ميگردد كه :

.1 حاصلخيزي Fertility خاك ومنابع طبيعي پايه natural resources Basis را حفظ كرده وتجديد Renewal نمايد.

.2 مديريت وكاربرد Utilization منابع داخل مزرعه Farm را بهترسازد.

.3 استفاده ازمنابع غيرتجديد شونده وكاهش Decrease نهاده هاي خريداري شده يا بيروني توليد.

.4 درآمد زراعي كافي را فراهم آورد.

.5 اثرات زيانبار Injurious effects برروي بهداشت Hygiene، امنيت Peacefulness، حيات وحش Wildlife، كيفيت آب ومحيط زيست را به حداقل برساند.

ازمنظرديگر، كشاورزي پايداركشاورزي اي است كه ازنظراكولوژيكي مطلوب، ازنظراقتصادي مقرون به صرفه وازنظراجتماعي عادلانه وانساني باشد. همانگونه كه ازتعاريف فوق مشخص است كشاورزي پايدارداراي سه بعد اجتماعي، اقتصادي واكولوژيكي(زيست محيطي) بوده وهمانگونه كه درشكل خواهيم ديد، ميزان اهميت Importance هريك ازاين ابعاد Dimensions يكسان ميباشد ونبايستي جهت دستيابي به يكي ازآنها ابعاد ديگرفدا گردند.

2 نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 6:23  توسط   | 

مبانی کشاورزی پایدار(قسمت اول)

توسعه    Development

 

هرگونه تغييرمثبتي را كه موجبات بهبود وضع زندگي مردم را فراهم آورد توسعه گفته ميشود. توسعه درقرن حاضربه معناي كوشش آگاهانه، نهادينه وبرنامه ريزي شده درراستاي پيشرفت اجتماعي واقتصادي جامعه ميباشد.

 

روند شكل گيري مفهوم توسعه ي پايدار   Sustained development

 

براي مشخص شدن روند توسعه، سه دوره ي مختلف را درنظرگرفته ودرهركدام، معيارها واستراتژيهاي اجرايي توسعه را مورد بررسي قرارمي دهيم. اين سه دوره عبارتند از:

.1 دوره ي خوش بيني واعتماد Optimism & Trust

اين دوره، بيشتردهه ي 1950_1960  را شامل ميگردد.

.2 آغاز ترديد وبازنگري درمفاهيم توسعه

.3 توسعه ي خودجوش (درون زا يا خود اتكا)

 

توضيحات  Explaination

 

دوره ي اول  First era

 

بعد ازجنگ جهاني دوم، كشورهاي جهان اعم ازتازه استقلال يافته ها مانند هند وپاكستان ويا كشورهايي كه ازقبل مستقل Independent يا نيمه مستقل Semi-independent بودند، به دوگروه تقسيم شدند، گروهي تحت عنوان كشورهاي آزاد زيرچترحمايت سياسي Politic واقتصادي Economic آمريكا درآمده وگروهي به عنوان كشورهاي سوسياليست به طرفداري ازشوروي پرداختند. كشورهاي گروه اول درراستاي توسعه ي اقتصادي واجتماعي خود راه غرب را پيش گرفته وتئوريهاي مربوط به توسعه ي غربي را برگزيدند اما گروه دوم راه سوسياليست وبرنامه ريزي مركزي را انتخاب كردند. بسياري ازعلما وصاحبنظران جهان آزاد معتقد بودند كشورهاي عقب مانده وتازه استقلال يافته بايستي براي رهايي ازعقب ماندگي، همان راههايي را طي كنند كه درگذشته كشورهاي غربي پيموده اند، ازاينرو مدرنيسم به شيوه ي غربي، مايه ي ترقي محسوب ميشد. الگوهاي غربي توسعه، افزايش توليد ناخالص ملي يا درآمد سرانه را بعنوان يكي ازمعيارهاي سنجش توسعه مي شمردند ودرغرب اعتقاد براين بود كه رشد اقتصادي، خود موجب افزايش سطح اشتغال Occupation ودرنهايت محو فقر Poverty درجامعه Society خواهد شد. دراين دوره اقتصاددان مشهوري به نام Arthur luis عقيده داشت كه با استقرار صنايع سنگين واتوماتيك ميتوان فقيرترين گروههاي جامعه را ازطريق سياست چكه به پايين Trickle down ازمنافع آن بهره مند ساخت، براين اساس عوامل اصلي وابتدايي كه چرخ توسعه را به گردش درمي آورند بايستي ازخارج به جامعه وارد شوند، ازاينرو توسعه بايد ازجانب دولت مركزي هركشورارائه شده وموتورآن با استفاده ازكمكهاي مالي خارجي روشن گردد، بدين ترتيب تكنولوژي نقش اصلي را ايفا كرده ومردم اغلب بعنوان وسيله ي توسعه تلقي ميشوند (نه هدف وبازيگراصلي صحنه). ازجمله اين كمكهاي خارجي ميتوان طرح مارشال براي بازسازي Rebuilding اروپا واصل 4 ترومن جهت توسعه ي روستايي وترويج كشاورزي دركشورهاي جهان سوم را نام برد. در اين دوره كه ازنظر زماني، طي سالهاي 1950_60 سپري شد، تنها فاكتورهاي اقتصادي(رشد درآمد سرانه يا توليد ناخالص ملي معادل 6%) ملاك توسعه به شمارآمده وبه شاخصهاي اجتماعي وغيراقتصادي مانند فقر، بهبود تعليم وتربيت، وضع بهداشت، خدمات، مسكن، بيكاري Unemployment وتوزيع عادلانه ي درآمدها چندان توجه نمي شد، اين دهه توسط سازمان ملل دهه ي توسعه نام گرفت اما پس ازگذشت يك دهه، يعني دراويل دهه ي 1970 مشخص گرديد بسياري ازكشورها كه ازنظراقتصادي به اصطلاح توسعه يافته بوده وبه رشد درآمدي 6% نائل شده بودند، كماكان با مشكلاتي چون فقر، بيكاري ونابرابري دست وپنجه نرم مي كردند، براين اساس ملاكهاي قبلي توسعه مورد ترديد وتعاريف توسعه مورد بازنگري قرارگرفت.

 

دوره ي دوم  Second era

 

دراواخردهه ي 1960 تجارب بدست آمده ازدهه هاي گذشته نشان داد كه عليرغم كوششها وتلاشهاي عمراني دربسياري ازكشورهاي جهان سوم يا توسعه رخ نداده ويا اينكه آهنگ آن كند بوده است، علاوه برآن معدود كشورهايي هم كه توانسته بودند به نرخ رشد 6% تعيين شده ازسوي سازمان ملل نائل آيند همچنان با مشكلات عديده اي چون افزايش اختلاف طبقاتي درجامعه دست وپنجه نرم ميكردند ودرمجموع وضع اقتصادي واجتماعي آنها نسبت به سابق بهترنشده بود. دراولين واكنش نسبت به اين موضوع، صاحبنظران امرتوسعه، رشد اقتصادي توام با توزيع مجدد Redistribution ويا عادلانه تر More equitable ثروتها Wealthes ودرآمدها Revenues را توصيه نمودند. بنا براين دراين دوره چنين استدلال شد كه افزايش توليد ناخالص ملي Impure national production براي محوفقروفلاكت وايجاد ثروت وقدرت دركشورهاي جهان سوم لازم است اما به خودي خود كافي نمي باشد. بدين ترتيب دراوايل دهه ي 1970 تغييراتي درتعاريف توسعه بوجود آمد ومحو فقروگرسنگي وبرآوردن نيازهاي اساسي مثل خوراك وپوشاك Food & Wear نسبت به فاكتورهاي مربوط به رشد اقتصادي دراولويت قرارگرفت. دراين دوره شعاررسيدگي به حال فقيرترين افراد جامعه همه جا به گوش مي رسيد وبسياري ازسازمانهاي بين المللي ومؤسسات كمك دهنده ي خارجي وبانك جهاني پروژه هايي را جهت بهبود وضع زندگي مردم طرح واجرا نمودند، دراين دوره، ديگرانسان صرفا" وسيله ي توسعه تلقي نشد بلكه هدف توسعه نيز به شمارآمد ومنزلت انسان دربرنامه هاي توسعه مدنظرقرارگرفت.

 

دوره ي سوم  Third era

 

دراواخردهه ي 1970 شعاررشد توام با توزيع عادلانه تردرآمدها ونيزشعاررسيدگي به حال فقيرترين افراد جامعه وبرآوردن نيازهاي اساسي مردم تقريبا" ازرونق افتاد ودليل آن تجارب بدست آمده دركشورهاي مختلفي بود كه دراستراتژيهاي خود براي نيل به توسعه چنين شعارهايي را ملحوظ Regarded كرده بودند، تجارب بدست آمده نشان داد كه چنين كشورهايي هم نتوانستند به معناي واقعي توسعه يافته شوند چرا كه كمكهاي خارجي كه دراشكال گوناگون وبويژه جهت اجراي پروژه هاي كمك به فقرا وطبقات كم درآمد دركشورهاي جهان سوم ارائه ميشد دائمي نبودند، بعلاوه به محض قطع كمكها پروژه هاي عمراني هم تعطيل ميشد، همچنين كمكهايي كه دردولتهاي جهان سوم وبه شكل يارانه و... به مردم ميشد هميشگي نبوده وبودجه ي Budget لازم نيزجهت ادامه ي اين برنامه ها وجود نداشت وقوه ي ابتكاروخلاقيت درافراد جامعه شكوفا نميشد، بنابراين دردهه ي 1980 بازنگريهايي درتعاريف توسعه ايجاد وآن را فرآيندي تلقي كردند كه مي بايست دردرازمدت انجام گرفته وانسان بعنوان هنرپيشه ي اصلي درآن ايفاي نقش نمايد. ازاينرو ايجاد درآمد وشغل براي افراد فقيروكم درآمد مطرح شد وصاحبنظران امرتوسعه به اين نتيجه رسيدند كه جوامع بايستي به خود متكي بوده وموتورتوسعه را ازدرون به حركت درآورند وبدين ترتيب بحث توسعه ي خود اتكا Self-dependence يا درون زا Endogenous مطرح گرديد.

 

توسعه ي پايدار

 

توسعه اي است كه نيازهاي نسل كنوني را برآورده ميسازد بدون آنكه براي نسل آينده محدوديتي Limitation بوجود آورده وتوانايي Ability نسلهاي آينده را دربرآورده ساختن نيازهاي خود به مخاطره افكند. دربحث توسعه ي پايدارنكات ذيل مدنظرقرار ميگيرند:

.1 درتوسعه ي پايدار انسان مركزتوجه بوده وهماهنگ با طبيعت Nature سزاوار حياتي توام با سلامت Health وسازندگي Creating است.

.2 توسعه حقي است كه بايستي بصورت مساوي، نسلهاي كنوني وآتي را تحت پوشش قراردهد.

.3 حفاظت Protection ازمحيط زيست Environment بخشي جداناشدني Inseparable ازتوسعه بوده ونمي تواند جداگانه بررسي شود.

.4 كشورها Countries بايستي دريك حركت جمعي ازسلامت ويكپارچگي Integration نظام طبيعي كره ي زمين Earth حراست نمايند.

.5 كشورها با توجه به سهم متفاوتشان درآلودگي Pollution محيط زيست، مسئوليت مشترك اما متفاوتي دراين زمينه دارا ميباشند.

 

 

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 4:5  توسط   | 

شهرداری ایده آل

امين تارخ:
آباداني فرهنگي در يک شهر از وظايف اصلي يک شهرداري ايده آل است
.

«امين تارخ» بازيگر سينما، تلويزيون و تئاتر با بيان اين مطلب  گفت: همان گونه که عمران و آباداني براي يک شهر داراي اهميت است بايد به عمران و آباداني فرهنگي نيز توجه کرد و آن را بسيار مهم به شمار آورد.
اين شخصيت هنري افزود: جاي خرسندي است که کارهاي فرهنگي را شهرداري جزء وظايف اصلي خود قرار داد است چرا که در برخي از کشورها ديده مي شود نه تنها شهرداري بلکه اداره پست نيز  برگزار کننده جشنواره هاي بسيار است.
تارخ در ادامه با اشاره به فعاليت جديد شهرداري در تهران گفت: اداره پست شهرداري و يا حتي اداره ثبت بايد در وظايف خود جايي را براي مشارکت در فعاليت هنري داشته باشد، ما لااقل تا يک سال پيش از فعاليت هاي شهرداري در بخش هنري بي بهره بوديم ولي امروز مي بينيم که شهرداري توانسته است کارهاي فرهنگي فراواني را انجام دهد.
وي در ادامه گفت: هنرمندان توقع دارند شهرداري با برگزاري جشنواره هاي مختلف در شاخه هاي مختلف هنري همانند جشنواره هايي در موضوعات فيلم هاي کوتاه، فيلم بلند و فيلم هاي مستند به لحاظ فرهنگي مؤثر و مفيد واقع شود.
تارخ در پايان کوتاهي شهرداري را در فعاليت هنري شهري از دلايل اصلي ضعف فرهنگي و هنري در شهر دانست و گفت: اصولاً کار شهرداري آبادي يک شهر نيست بلکه بايد به لحاظ فرهنگ به طور مستقيم در ساماندهي شهر دخالت داشته باشد و بدين گونه هويت فرهنگي را در شهر سامان دهد چرا  که به همان اندازه که عمران و آباداني براي يک شهر داراي اهميت است فعاليت هاي هنري و فرهنگي هم در جاي خود مهم و سرنوشت ساز است.


 

2 نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 3:52  توسط   | 

نام: حاج عبدالرضا رشیدی

محل تولد و سکونت: ایوان غرب

شغل: آزاد

نام پدر: شاه نظر

تاریخ فوت: ۲/۲/۱۳۸۶ در سن حدود شصت و پنج سالگی

علت فوت: بیماری

روحش شاد

2 نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 3:44  توسط   | 

پنجشنبه   ۱۷ اسفند ۱۳۸۵ - سرابله

http://i.turboimagehost.com/p/307264/07031103.JPG.html

http://i.turboimagehost.com/p/307265/07031104.JPG.html

http://i.turboimagehost.com/p/307266/07031102.JPG.htm

http://i.turboimagehost.com/p/307267/07031100.JPG.html

ببخشید اگه کیفیت عکسها پایینه اینا رو با موبایل گرفتم - اون روز میرفتیم مرکز تحقیقات سرابله واسه عملیات زراعی   آخ که چه چایی بیسکویتی خوردیم دور هم.

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 4:7  توسط   | 

قسمت نهم

FP

 

اين قارچها معمولا" قسمت اعظم زندگي خودرا بصورت ساپرفايت سپري نموده اما تحت پاره اي شرايط بصورت پارسايت در مي آيند.

 

FS

 

اين قارچها معمولا" زندگي پارسايتي داشته ولي در غياب ميزبان بصورت ساپرفايت درمي آيند.

 

OP

 

به قارچهايي كه چرخه ي زندگي Life cycle خودرا بدون وجود يك ميزبان زنده تكميل ننموده و مواد غذايي مورد نياز خودرا از سلول زنده دريافت ميكنند ، پارسايتهاي اجباري گفته ميشود مثل Erysiphe، Albugo peronospora .

پارسايتها ممكن است در سطح Ectophytic يا داخل Endophytic ميزبان استقرار يابند. پارسايتهاي سطحي مثل قارچهاي مولد سفيدكهاي حقيقي Real mildews بر سطح ميزبان رشد كرده و مواد غذايي مورد نياز خودرا از سلول ميزبان، با توليد هاستوريوم جذب مينمايند. در مقابل، پارسايتهاي داخلي در بافتهاي داخلي ميزبان رشد مينمايند مثل Albugo، Ustilago. نحوه ي تهاجم به ميزبان در قارچهاي OP و FP باهم تفاوت داشته وبه عامل Factor بقا Survival بستگي دارد. پارسايت اجباري هرگز سلول ميزبان را بطور ناگهاني نميكشد زيرا كه مرگ آن زندگي قارچ را نيز به مخاطره مي افكند، به تعويق افتادن مرگ سلول ميزبان به سود پارسايت است تا دراين صورت بتواند توليد اسپور نمايد، يعني اندامهايي كه ممكن است ميزبانان تازه را آلوده كرده واز اين طريق زندگي قارچ را دائمي سازند. اين درحاليست كه در پارسايتهاي اختياري خطر از بين رفتن قارچ در اثر كشته شدن سلول ميزبان وجود نداشته و قارچ در اولين فرصت ميزبان را از بين برده تا بهتر بتواند از آن استفاده نمايد.

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 3:40  توسط   | 

قسمت هشتم

Parasites

 

پارسايتها (انگلها) قارچهايي هستند كه سلولهاي گياهي و حيواني زنده را مورد تهاجم Invasion قرار ميدهند. اين قارچها درجات مختلفي از Parasitism را نشان داده و براين اساس آنها را به گروههاي زير تقسيم ميكنند:

.1 پارسايتهاي اختياري Facultative parasites

.2 ساپرفايتهاي اختياري Facultative saprophytes

.3 پارسايتهاي اجباري Obligate parasites

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 3:39  توسط   | 

قسمت هفتم

Saprophytes

 

تعداد زيادي از قارچها در اين گروه قرار دارند. اين قارچها روي بقاياي مرده ي گياهي و حيواني زندگي ميكنند مثل Alternaria، Aspergillus، Penicillium، Rhizopus ، Mucor و غيره. ساپرفايتهايي كه فقط روي مواد مرده قادر به زندگي هستند به ساپرفايتهاي

 اجباري Obligate saprophytes معروفند. ساير ساپرفايتها در صورتي كه فرصت مناسبي بدست آورند قادر به آلوده كردن ميزبان زنده نيز ميباشند.

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 3:38  توسط   | 

قسمت ششم

تغذيه ي قارچها

 

با وجود تنوع در اندازه، شكل وساختمان، تمامي قارچها فاقد كلروفيل بوده ودر نتيجه قادر به ساختن مواد غذايي مورد نياز خود نميباشند و اجبارا" به مواد آلي ساخته شده توسط ديگر موجودات متكي هستند. بنابراين قارچها بر خلاف جلبكها يا گياهان ديگر جزء موجودات هتروتروف Heterotroph ميباشند. بسياري از قارچها در آزمايشگاهها برروي محيطهاي كشت مصنوعي و بطور خالص كشت داده ميشوند، اين محيطهاي كشت معمولا" داراي عناصر معدني و مواد غذايي لازم بوده و با اين مواد مايسيليم قارچ ميتواند پروتئينهاي مورد نياز خود را بسازد. عناصر مورد نياز قارچها عبارتند از مس CU، موليبدون MO ، منگنز MN، منيزيم MG، آهن FE، روي ZN ، گوگرد S ، پتاسيم K، فسفر P، نيتروژن N، اكسيژن O، هيدروژن H، كربن C واحتمالا" كلسيم CA. اين مواد بايستي بصورتي در محيط كشت باشند كه قارچ بتواند از آنها استفاده نمايد. بطور كلي گلوكز بهترين منبع براي تامين كربن بوده و با وجود اين مالتوز، ساكارزونشاسته ي قابل حل، توسط تعدادي از قارچها بعنوان منبع كربن مورد استفاده قرار ميگيرند. بهترين منابع توليد نيتروژن تركيبات آمونيم يا آمينواسيدها هستند ولي ممكن است تعدادي از قارچها نيتراتها را تهيه و مورد استفاده قرار دهند، همچنين تعدادي از قارچها قادرند ويتامينهاي مورد نياز خودرا بسازند اما تعداد كمي از قارچها ممكن است به ويتامينهاي تيامين يا بيوتين ويا هردو نياز داشته باشند. قارچهاي مختلف احتياجات غذايي متفاوتي دارند، تعدادي از آنها مثل Penicillium يا Aspergillus ميتوانند روي هرماده اي كه در ساختمان آن مواد آلي بكاررفته باشد رشد نمايند. ازسوي ديگر قارچهايي وجود دارند كه به مواد غذايي خاصي نيازدارند، مثلا" بعضي از قارچها ميتوانند يك گونه، يك واريته ويا يك نژاد بخصوص ازيك ميزبان را مورد حمله قرار داده واز اين طريق مواد غذايي مورد نيازخودرا تامين كنند. قارچها انزايمهايي به داخل يا خارج سلولهاي خود ترشح ميكنند كه انزايمهاي داخل يا خارج سلولي ناميده ميشوند.انزايمهاي خارج سلولي Extracellular مواد غذايي پيچيده Complex را به اشكال ساده تر تجزيه ميكنند و اين مواد معمولا" در نهايت توسط قارچ و از طريق سطح هيف جذب ميگردند. انزايمهاي درون سلولي Intracellular در داخل سلول عمل كرده و انرژي لازم جهت جذب مواد غذايي از سلول ميزبان را تامين مينمايند.

براساس نوع تغذيه قارچها به سه گروه تقسيم ميشوند:

Saprophytes .1

Parasite .2

Symbionts .3

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 3:37  توسط   | 

قسمت پنجم

دستگاه رويشي قارچها   Vegetative structure of fungi

 

دستگاه رويشي در قارچها Thallus نام دارد كه در قارچهاي مختلف به صورتهاي زير ديده ميشود:

 

1. پلاسموديم Plasmodium

اين دستگاه رويشي شامل يك توده پروتوپلاسمي لخت و پر هسته اي است كه براي تغذيه و پيدا كردن مواد غذايي، داراي حركت آميبي بوده و اين اندام مرحله ي رويشي ميكسوميستها و پلاسموديوفوروميستها ميباشد.                                                                           2. مايسيليِم دروغي Pseudo mycelium

اين نوع دستگاه رويشي كه در مخمرها Yeast ديده ميشود ، شامل يكسري سلولهايي است كه از قسمت سر و ته به هم چسبيده و تشكيل زنجير ميدهند.

.3 در بعضي قارچها دستگاه رويشي دوشكلي Dimorphic است بدين صورت كه قارچ در بافت ميزبان Host داراي دستگاه رويشي مايسيليمي بوده ، درحاليكه اگر قارچ را برروي محيط كشت مصنوعي قرار دهيم به هيچ وجه توليد مايسيليم ننموده و بلكه بصورت سلولهاي مخمر مانند رشد خواهد كرد. از جمله اين قارچها ميتوان به راسته ي Taphrinales اشاره كرد.

.4 در بسياري از قارچها دستگاه رويشي شامل رشته هاي ميكروسكوپي است كه در تمام جهات منشعب شده و برروي يا داخل مواد غذايي مورد استفاده گسترش پيدا ميكند. هر كدام از اين رشته ها بعنوان Hypha شناخته شده اند. هر رشته ي هيف از لوله ي باريك وشفافي تشكيل شده كه در داخل آن پروتوپلاسم سلولي وجود دارد. Hypha در بيشتر قارچهاي رشته اي ، در فواصل نامنظم توسط ديواره هاي عرضي به قسمتهاي مجزا يا سلولهايي تبديل ميگردد، اين ديواره هاي عرضي سپتا Septa نام دارند.

هيف بر دو نوع است، ديواره دار و بدون ديواره. در قارچهايي كه هيف آنها فاقد جدار عرضي است (Aseptate fungi) ، هسته هاي سلولي در داخل سيتوپلاسم هيف شناور بوده و كم وبيش بطور يكنواخت در تمام طول هيف پراكنده شده اند. اين وضعيت را در هيف ، Coenocytic مي نامند. با اين وجود در اين نوع هيفها در هنگام پيري ، ديواره ي عرضي در جاهاي مختلف هيف تشكيل ميشود، همچنين وقتي قسمتي از هيف مي ميرد، ديواره هاي عرضي قسمت مرده را از قسمت سالم سوا ميسازند. در قارچهايي كه هيف آنها واجد جدار عرضي ميباشد (Septate fungi) ، در داخل هر حجره يا سلول ممكن است تعداد يك، دو، سه ويا بيشتر هسته وجود داشته باشد، بدين ترتيب كه در بعضي قارچها سلولها يك هسته ، در بعضي دو هسته و بالاخره در اكثر قارچها در داخل حجره ي هيف بيش از دو هسته ديده ميشود. علاوه بر هسته در داخل سيتوپلاسم هيف عموما" واكوئلها ، دانه هاي روغني و حجرات نامشخص ديگري نيز مشاهده ميگردد. مجموع هيفها را Mycelium ميخوانند. مايسيليم قارچهاي انگل Parasite برروي سطح ويا در بيشتر اوقات داخل بافت ميزبان رشد ميكند. ازسوي ديگر اين مايسيليم يا بين سلولها گسترش يافته ويا بداخل آنها نفوذ ميكند. اگر مايسيليم بين سلولي باشد، غذاي مورد نياز قارچ از طريق ديواره ي سلولي ميزبان يا غشاء Membrance آن جذب ميشود ولي اگر مايسيليم بدرون سلولها رخنه كند، ديواره ي هيف در ارتباط مستقيم با پروتوپلاسم ميزبان قرار ميگيرد. هيف بين سلولي تعدادي از قارچها مخصوصا" انگلهاي اجباري گياهان، مواد غذايي را از طريق اندامي به نام مكه يا مكنده Haustorium كسب مينمايد. هاستوريم از طريق سوراخ كوچكي كه در غشاء سلول ايجاد ميگردد وارد سلول شده و عمل جذب مواد غذايي را انجام ميدهد. اين اندام ممكن است به اشكال مختلف گرزي Club shape ، كشيده drawn ويا مانند ريشه ي گياهان منشعب Divided باشد. هيف در قارچهاي Saprophyte مستقيما" با مواد غذايي تماس برقرار كرده و بعد از تجزيه Decomposition آنها، مواد مزبوراز طريق عمل انتشارجذب قارچ ميشوند.

 در حين رشد مايسيليم و توليد انشعابات توسط آن، هيفهاي پير مرده و توسط مايكروارگنايسمهاي ديگر تجزيه ميگردند.

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 3:33  توسط   | 

قسمت چهارم

مشخصات عمومي قارچها

 

قارچها موجوداتي بدون كلروفيل بوده و جز در موارد معدودي شبيه گياهان پست ميباشند. قارچها داراي Cellwall معين هستند و با اينكه معمولا" بدون تحرك ميباشند ولي ممكن است سلولهاي توليدمثلي متحركي توليد كنند. تكثير آنها از طريق Spore است. (Spore يك عضو تكثيري در قارچها و مثل بذز گياهان عاليست با اين تفاوت كه در توليد Spore اندامهاي جنسي نر و ماده دخالت ندارند.) . قارچها بر خلاف گياهان فاقد ريشه Root ، ساقه Stem ، برگ Leaf و سيستم آوندي Vascular system ميباشند. آنها معمولا" رشته اي و پرسلولي بوده و اندامهاي رويشي آنها جز در موارد معدود، اختلاف چنداني با يكديگر ندارد. رشته هاي تشكيل دهنده ي بدن يك قارچ از طريق رشد انتهايي طويل ميگردند ولي بيشتر قسمتهاي بدن آن توانايي رشد داشته و هر قسمت كوچكي از هر بخش قارچ توانايي توليد يك قارچ جديد را دارا ميباشد. اندامهاي زايشي Generative organs قارچها متفاوت از اندامهاي رويشي Vegetative.o بوده و به اشكال مختلفي ديده ميشوند. بر اساس همين اختلافا ت است كه طبقه بندي Classification قارچها صورت مي گيرد. اندامهاي رويشي در قارچهاي مختلف تقريبا" متحدالشكل بوده و جز در موارد معدودي غالبا" اختلاف چنداني بين آنها مشاهده نميشود.

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 3:27  توسط   | 

قسمت سوم

اهميت قارچها

 

با وجود اينكه حدود 26 دهه از شروع مطالعات اساسي روي قارچها ميگذرد، بشر از هزاران سال پيش بطور نا خودآگاه به اهميت قارچها پي برده است. يعني از زماني كه نان انسان بدون مصرف خمير ترش و يا شرابش بدون دخالت مخمرها تهيه نميشد، به اهميت خمير ترش و مخمرها واقف گشته است. بايد دانست كه از زمانهاي قديم كه مردم از علم و دانش بي بهره بودند تا امروز كه دوران اتم و پيشرفتهاي سريع علمي است ، جز عده ي معدودي از مردم ، بقيه به اهميت واقعي قارچها و كثرت انواع آنها و رابطه اي كه با زندگي بشر دارند آگاه نميباشند در حا ليكه روزي نيست كه اين موجودات چه بطور مستقيم Direct و چه غير مستقيم Indirect در زندگي بشر نفع يا ضرري نداشته باشند. اثر قارچها در زندگي بشر مهم و نسبتا" كند است و تغييرات مداومي كه در نتيجه ي فعاليت آنها در زندگي بشر صورت ميگيرد بواسطه ي وجود تعداد بسيار زياد قارچها در همه جا ميباشد. اكثر قارچهايي كه تا كنون شناخته شده اند ساپروفيت Saprophyte (پوسيده خوار و گندزي) هستند. ساپروفيتها قادر به تجزيه و تخريب مواد آلي بوده و در نتيجه ي دارا بودن اين ويژگي ميتوانند برروي مواد غذايي، پارچه، چرم و ساير اشياء و كالاهاي مصرفي كه در ساختمان آنها ماده ي آلي بكار رفته باشد تا ثير نموده و بدين وسيله زندگي انسان را متا ثر نمايند . قارچها از يكطرف موجوداتي مضر هستند چرا كه اكثر بيماريهاي گياهي و بعضي از امراض انساني و حيواني از آنها ناشي ميگردند. از بين قارچهاي شناخته شده حول و حوش 50 گونه در انسان ايجاد بيماريهايي ميكنند كه اغلب پوستي هستند ، حدودا" همين تعداد نيز در جانوران ايجاد بيماري

هاي مشابهي مينمايند. بيش از هشت هزار گونه نيز در گياهان بيماري توليد ميكنند . از سوي ديگر قارچها فوايدي نيز دارند از جمله اينكه در صنايع شرابسازي ، آبجوسازي، نانوايي و لبنيات سازي، مخمرها از اهميت ويژه اي برخوردار ميباشند. در صنعت داروسازي از وجود قارچها براي تهيه ي اسيدهاي آلي، تركيبات ويتامين دار و آنتي بيوتيكها خصوصا" پني سيلين استفاده مي شود. در كشاورزي نيز قارچها ازيك سو مضر بوده و سالانه ميليونها دلار خسارت وارد مينمايند و از ديگر سو مفيدند چرا كه در اثر فعاليت آنها در خاك و تغييراتي كه  توسط آنها ايجاد ميگردد ، حاصلخيزي Fertility خاك افزايش مي يابد. عده اي از قارچهاي كلاهدار داراي ارزش غذايي بوده و با خوردن يا آشاميدن عصاره ي آنها لذت و نشاط مخصوصي به انسان دست ميدهد مانند قارچ كلاهدار Agaricus campestris bisporus كه مانند گياهان زراعي كشت شده و مصرف ميگردد. قارچها علاوه بر اهميتي كه از جنبه هاي فوق دارند، ميتوانند موجودات مفيدي براي تحقيق و مطالعه در زمينه هاي سلول شناسي ، ژنتيك و بيوشيمي به حسا ب آيند زيرا بعضي از انواع قارچها داراي رشد Growth و توليد مثل Reproduction سريعند و زماني كه براي تكميل هر دوره ي زندگي و تجديد نسل نياز دارند نسبت به گياهان عالي High plants و حيوانا ت Animals به مراتب كمتر ميباشد. همچنين قارچها بسهولت در لوله هاي آزمايش قابل كشت بوده و بدين جهت فضاي لازم براي كشت آنها و هزينه ي مطالعات با آنها نسبت به High plants & Animals بسيار محدود است.

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 3:26  توسط   | 

سلام علکم- عرض کنم که خوشحال باشید    چرا؟ حالا میگم- جزوه ی کامل ومعتبر قارچ شناسی به زودی میرسه. اون گیاهان دارویی هست  اونو اگه میخواید زودتر بگیریدش ازدست نره خیلی کامله - یه پیشنهادی بدید لطفا"  مردم از یکنواختی

2 نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 10:44  توسط   |