نخود کشور رو ما تامین کردیم.
همه رو معرفی کردم این آخری خودمم - خرداد ۱۳۸۶
به ترتیب ازراست به چپ: محسن ر - مهندس چراغی - مهندس میرزایی - رضا د. اونیم که پشت تصویره سجاد س. مرکزتحقیقات سرابله
مرکز تحقیقات کشاورزی «سرابله»
محسن.ر در نقش یک شرور مرکز تحقیقات کشاورزی «سرابله»
رمضان ص، احسان ر دفتر مدیر آموزش ۲/۲/۱۳۸۶
http://i.turboimagehost.com/p/310220/IMAG0007.JPG.html
دوشنبه ۳/۲/۱۳۸۶ مرکز تحقیقات سرابله عملیات زراعی
بالاخره نخود وجین کردنم یه کاره دیگه
حسین.ط (پیرهن آبی) م.حیدر(نارنجی) احسان.ر(اون یکی)
http://i.turboimagehost.com/p/307264/07031103.JPG.html
http://i.turboimagehost.com/p/307265/07031104.JPG.html
http://i.turboimagehost.com/p/307266/07031102.JPG.htm
http://i.turboimagehost.com/p/307267/07031100.JPG.html
ببخشید اگه کیفیت عکسها پایینه اینا رو با موبایل گرفتم - اون روز میرفتیم مرکز تحقیقات سرابله واسه عملیات زراعی آخ که چه چایی بیسکویتی خوردیم دور هم.
يه روز داشتم شق ورق و اتوكشيده و دست به جيب از پله هاي دانشگاه بالا ميرفتم (با خودم ميگفتم خدايا يعني تو اين دنيا كسي هست كه از من خوشتيپتر باشه ![]()
) كه ناگهان پام به پله گير كرد و ولو شدم رو پله ها، شما تصور كنيد، يه ميليون آقا اينور پله ها يه ميليون خانم اونور پله ها، چه حالي بهتون دست ميده(به هر حال خدا نصيب نكنه) ولي با اين وجود خوب شد ميدونيد چرا؟ به دو دليل: 1 ) فهميدم خدا حواسش به من هست كه خيلي زود جوابمو داد 2 ) فهميدم كه بايستي بعضي وقتا به پايين هم نگاه كنم.