ستارگان پارسی

خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی وما رستگار

اصلاح نباتات عمومی(دکترجعفراحمدی)2

6 توسعه ي حوزه ي كشت گياهان

اصلاحگران با افزايش سازگاري Adaptation گياهان به شرايط اكولوژيكي خاص،      حوزه ي كشت گياهان را افزايش مي دهند. بعنوان مثال مي توان به مواردي چون مقاومت به خشكي Aridity، شوري Salinity، سرما Frosting و ... اشاره نمود.

.7 استفاده ي بهترازاصل رشد

به دو طريق امكان پذيرمي باشد:

(a افزايش طول دوره ي رويشي كه باعث افزايش توليد گياه ميگردد.

(b داشتن رشد سريع درمورد گياهاني كه دريكسال بيش ازيكبارمحصول مي دهند ازجمله يونجه Alfalfa (Medicago sp).

 

كيفيت Quality

 

معمولا" كيفيتها را درچهارگروه مورد بررسي قرارمي دهند كه عبارتند از:

.1 كيفيت مربوط به خواص Traits ازقبيل شكل Shape، رنگ Color، طعم Relish و... .

.2 كيفيت شيميايي ازقبيل درصد قند درچغندرقند Sugar beet (Beta vulgaris)، نيكوتين درتوتون Tobacco (nicotiana nicki pink) و ... .

.3 كيفيت فيزيكي يا مكانيكي ازجمله قابليت ريسندگي و استحكام الياف پنبه Cotton (Gossypium herbaceum).

.4 كيفيت بيولوژيكي ازقبيل خوش خوراكي Palatability و قابليت هضم گياهان علوفه اي.

 

توليد مثل و عوامل آن درگياهان

Reproduction and related factors in plants

 

توليدمثل درگياهان بردو نوع مي باشد، Sexual & Asexual كه درنوع جنسي              گلها Flowers اندام توليدمثل بشمارمي آيند، مهمترين ويژگي اين نوع توليدمثل داشتن      تنوع Diversity مي باشد كه اين تنوع درتقسيم ميوزMeiosis حاصل ميگردد درحاليكه درنوع غيرجنسي هيچ تنوعي وجود نخواهد داشت.

 

گل Flower

 

گلها بردو نوعند، Perfect & Imperfect. گل كامل(P) گلي است كه داراي هرچهاراندام كاسبرگ Sepal، گلبرگ Petal، مادگي Pistil و پرچم Stamen باشد مانند                 سيب (Malus communis)Apple، گلابي (Pyrus communis)Pear، يونجه، پنبه، شبدر(Trifolium fragiferum)Clover و... . گل ناقص(I) گلي است كه يكي ازچهاراندام فوق الذكررا نداشته باشد مانند اكثرغلات ازجمله گندم (Triticum vulgare)Wheat و    جو (Hordeum vulgare)Barley.

 

 

 

 

 

(2)

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 23:23  توسط   | 

اصلاح نباتات عمومی (دکترجعفراحمدی)1

اصلاح نباتات Plant breeding

 

علم و هنرتغييرساختارژنتيكي گياهان بمنظورافزايش ارزش اقتصادي Economic value آنها و يا افزايش كيفيت محصول درجهت رفع نيازمنديهاي بشررا اصلاح نباتات مي گويند.

 

تاريخچه ي اصلاح نباتات The history of plant breeding

 

زمان شروع اصلاح نباتات درتاريخ مشخص نيست، البته مي توان گفت كه با آغازكشاورزي توسط بشر، اصلاح نباتات نيزآغازگرديده به اين ترتيب كه يك كشاورزبذري را جهت كشت سال بعد ذخيره مي نمايد كه ايده آل ترباشد. درسالهاي اخيرنيزبا ياري جستن ازعلم      مهندسي ژنتيك Genetic engineering، اصلاح نباتات درشُرُف تحولي تازه مي باشد.

 

اهداف اصلاح نباتات The goals of plant breeding

 

اهداف اين علم عبارتند از:

.1 افزايش عملكرد

مهمترين هدف ازاصلاح نباتات افزايش ميزان محصول درواحد سطح مي باشد، البته سايراهداف اصلاحي نيزبطورغيرمستقيم Indirect باعث افزايش عملكرد خواهند شد. مثال تيپيك دراين مورد پروژه ي توليد گندمهاي پاكوتاه مكزيكي مي باشد كه باعث افزايش بسيارزياد عملكرد شده و تحت عنوان انقلاب سبز Green revolution معروف گرديد.

.2 ماشيني نمودن برداشت

بعنوان مثال درمورد سوياي مقاوم به ريزش دانه و پنبه اي كه حوضه هايش نزديك بهم و برروي محوراصلي تشكيل گردند.

.3 مقاومت به آفات و امراض

اين هدف بطورنسبي تحقق مي پذيرد.

.4 افزايش كيفيت محصول

داشتن كميت بالا بدون كيفيت مناسب نمي تواند مورد نظرباشد.

.5 توليد گياهان جديد

مانند تريتيكاله (چاندم) Triticale كه ازتلاقي گندم و چاودارRye بدست مي آيد.

 

Wheat                               Rye                                               

AABBDD          ×                RR                                               

2n = 6x = 42                  2n = 2x = 14                                         

                                                                   

ABDR → AABBDDRR → 2n = 8x = 56             } عقيم Sterile

                                                           

                                                        كلشي سين

AABBDDRR = Triticale}  اكتاپلوئيد   

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 15:44  توسط   | 

هوا و اقلیم شناسی(قسمت اول)

تاريخچه ي كره ي زمين The history of earth

 

كره ي زمين درابتدا بدون هيچگونه جوي آفريده شده و برطبق نظريات جديد ازتجمع تدريجي ذرات سخت و سرد شده دراندازه هاي گوناگون بوجود آمده است كه اين ذرات براساس   نظريه ي انقباض Contraction خورشيد بزرگ كه روزي به اندازه ي كل فضاي منظومه ي شمسي بوده است ازآن جدا شده و موجب پيدايش زمين گرديده اند. آب و گازهاي           تشكيل دهنده ي جو كنوني زمين درگذشته جزء تركيبات شيميايي ذرات مذكوربوده اند كه با گذشت زمان، گرماي حاصل ازفرآيند راديواكتيو و حركت و استقرارعناصرسنگين درهسته ي كره ي زمين موجب شد تا مواد اوليه ي سازنده ي آب و گازهاي جوي به قسمت سطحي زمين رانده شوند. درآغاز،اكسيژن بصورت آزاد Free درهوا Air وجود نداشت بلكه بصورت تركيب همراه با بخارآب و دي اكسيد كربن درلايه هاي جوي ديده ميشد. حدود 3_2 ميليارد سال قبل، اولين گياهان سبز، آنهم بشكل بسيارابتدايي بوجود آمدند كه اين گياهان قادربه جذب دي اكسيد كربن و آب و تبديل آنها به كربوهيدراتها و اكسيژن (اكسيژن درواقع محصول جانبي فتوسنتزاست.) با استفاده ازفرآيند فتوسنتزبودند.

 

تعاريف و اصطلاحات

 

آب و هوا Weather

 

عبارتست ازشرايط جوي موقت و معيني كه براي مدت كوتاهي دريك مكان معين غالب ميگردد.

 

اقليم Climate

 

ميانگين Average درازمدت شرايط جوي موقت را اقليم مي گويند و درواقع مي توان گفت كه اقليم يك منطقه Region مجموعه اي ازميانگينهاي شرايط جوي دردرازمدت براي آن منطقه است.

 

هواشناسي Meteorology

 

علمي است كه پديده هاي جوي را بطورتحليلي Analytic مورد بررسي قرارمي دهد. هواشناسي به دو شاخه ي سينوپتيك Synoptic و ديناميك Dynamic تقسم مي شود.

 

Synoptic meteorology

 

دراين شاخه ازعلم هواشناسي، ازطريق تجربي و تهيه ي نقشه هاي سينوپتيك درساعات معين، اوضاع هوا مورد بررسي قرارگرفته و يكي ازكارهاي عمده ي آن پيش بيني Prediction وضع هوا درزمان آينده Future مي باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 19:38  توسط   | 

مبانی کشاورزی پایدار(خانم مرجان واحدی)5

4 آلودگي خاك، آب و هوا را به كمترين ميزان كاهش دهد.

.5 صرفا" Grammatically برمنابع انرژي تجديد شونده Renewable تكيه داشته باشد.

.6 شرايط زندگي قابل قبولي ازنظراخلاقي Moral براي افراد و حيوانات فراهم آورده و به حقوق و ارزشهاي افراد دربخشهاي مختلف دنيا احترام Reverence بگذارد.

.7 كشاورزي را با جامعه و فرآيندهاي اجتماعي درهم آميزد.

.8 درآمد اقتصادي قابل قبولي براي كشاورزان فراهم آورد.

.9 آن دسته ازنهاده هاي غيرزراعي، بيروني و تجديد ناپذيررا كه قابليت آنها براي وارد آوردن خسارت به محيط زيست يا سلامت كشاورزان زياد است كاهش دهد.

.10 خود اتكايي درميان كشاورزان و روستاييان را افزايش دهد.

.11 ازدانش و عمليات بومي روستاييان استفاده ي مناسبتري بعمل آورد.

 

بُعد اكولوژيكي كشاورزي پايدار

 

منظوراز پايداري اكولوژيكي Ecological stability، مديريت منابع طبيعي با اين ديدگاه است كه وجود اين منابع درآينده نيزتضمين Warranty گردد. مواردي ازجمله حفاظت ازچشم اندازها و زيستگاههاي Habitates حيات وحش، حفظ تنوع زيستي، كاهش اثرات منفي زيست محيطي و بهداشتي، تقويت Invigoration و استفاده ازمنابع اكوسيستم محلي و ... دربحث پايداري اكولوژيك مطرح ميشوند.

مزارع پايداربصورت چرخه اي Cyclic عمل كرده بطوريكه ضايعات Losses يك فرآيند يا سيستم، نهاده اي براي فرآيند يا سيستم ديگرميباشد. درمقابل، كشاورزي صنعتي همانند يك كارخانه Factory بصورت خطي Linear عمل ميكند يعني نهاده ها ازيكسو وارد شده، توليدات و ضايعات ازديگرسو خارج ميگردند. ضايعات حاصل ازكشاورزي صنعتي كه منابع بي پايان Endless آلودگي بشمارمي روند، عواقبي Aftermaths شامل ازبين رفتن خاك، وجود نيتراتها، حشره كشها Insecticides و فسفاتها درآبهاي سطحي و زيرزميني  را به همراه خواهند داشت. پيش فرظ كشاورزي پايداراينستكه مزرعه نه يك كارخانه بلكه يك سيستم مبتني برطبيعت ميباشد. هرچقدرتلاش كنيم تا كشاورزي را ساده ترسازيم، به همان ميزان آسيب پذيري Vulnerability ما درمقابل بلاياي طبيعي Natural calamities و تغييرات بازار Market بيشترميشود، آن هنگام كه تلاش ميكنيم تا يك نوع محصول خاص مثل گندم Wheat، ذرت Corn و يا سويا Soybean توليد نماييم ريسك بالايي را مي پذيريم اما اگرمحصولات را متنوع كرده و توليد گياه را با پرورش حيوانات تلفيق نماييم، ريسك كاهش يافته و سود افزايش مي يابد.

 

              مقايسه ي Comparison دو مدل صنعتي و بيولوژيك كشاورزي

 

مدل صنعتي

مدل بيولوژيك

مبتني برانرژي Based on energy

مبتني براطلاعات Based on information

فرآيند خطي Linear process

فرآيند چرخه اي Cyclic process

مزرعه بعنوان كارخانه

مزرعه بعنوان اكوسيستم

جداسازي Separation كسب و كار

تلفيق Incorporating كسب و كار

يك كسب و كار

چندين كسب و كار

تك كشتي

تنوعي ازگياهان و حيوانات

توليدات كم ارزش بدست مي آيد

توليدات با ارزش بيشتربدست مي آيد

تجهيزات Equipment تك مصرفي داريم

تجهيزات كم مصرفي داريم

بازاريابي منفعل Disturbed marketing داريم

بازاريابي فعال Active marketing داريم

 

روند تغييرات بلند مدت كشاورزي درخصوص استفاده ازنهاده ها

 

 

درتوضيح شكل ميتوان گفت بتدريج كه كشاورزي به سمت پايدراي پيش ميرود ميزان دانش و تكنولوژي بكارگرفته شده و نيزميزان استفاده ازمنابع تجديد شونده درمقايسه با كشاورزي مدرن بيشترشده اما ميزان استفاده ازمنابع غيرتجديد شونده كاهش مي يابد.

 

مقايسه ي نظامهاي مختلف كشاورزي

        Comparison of different agriculture systems

 

Recognition of dimensions

Livelihood

Commercial

Sustainable

Natural resources

Limited،Uses

Developed،Uses

Limited،Conserves

Relations among people

Absence of bilateral reliance

Individual rights

Needs of society

Awareness & knowledge basis

Traditional

Science & Technology

Science & technology with correct method

Relation with nature

Vulnerable by nature

Control on nature

Coordinated with nature

World of realities

Bygone

Now

Future

Social identity

Family

Person

Community

Main processes among people

Opposition

Competition

Cooperation

Technological development

Borrowed

Supported،Faith to solving of problems

Regard to public welfare

Role of government

 

Undeveloped،Unstable، تنها نيازآنهايي كه درقدرتند تامين ميشود.

Proportionate،Backing of rights، عدم دخالت دولت دركاربازرگاني مردم

Regular

Nature of alteration

uncontrolled

Controlled

Programmed

Operation motive

Security & confidence

Satisfying of individual needs

Family improvement

 

بعد اقتصادي كشاورزي پايدار

 

پايداري اقتصادي درارتباط با استفاده ي كارا ازمنابع Resources، رقابت Competition و دوام Endurance بخش كشاورزي مطرح ميگردد. ازجمله عناصراين بعد ميتوان به تنوع منبع درآمدي خانوار، دوام بازار، رقابت، ريسك پذيري، كارايي و بهره وري توليد اشاره نمود.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 18:42  توسط   | 

مبانی کشاورزی پایدار(قسمت چهارم)

كشاورزان با مصرف نهاده ي كمترعملكرد بيشتري بدست نمي آورند، آنها مجبورند كه دانش، نيروي كارومهارتهاي مديريتي را جايگزين Replacing نمايند تا ارزش افزوده ي قبلي   نهاده هاي بيروني جبران گردد. كشاورزي پايدارشامل نظامهاي زراعي كم نهاده، اكولوژيك، بيولوژيك، ارگانيك وجايگزين ميباشد، اما برخي برداشتهاي نادرست دررابطه با كشاورزي پايداروجود دارند. رايج ترين برداشت نادرست درمورد كشاورزي پايدار اينست كه آن را بازگشت به برخي اشكال كشاورزي وعمليات زراعي مي دانند كه ازفناوري اندك و         عقب مانده Backward ويا سنتي Traditional برخوردارهستند. اين توصيف ازكشاورزي پايدارنادرست است چراكه اين نظام نه تنها شيوه هاي متداول را رد نميكند بلكه آميزه ايست ازنوآوريهاي تازه كه ممكن است منشاء آنها دانشمندان Scientists، كشاورزان Farmers ويا هردو Both باشند. به منظورپيشبرد وهدايت امرتحقيق Research وجستجو Seeking جهت يافتن راه حل هاي مبتني بركشاورزي پايدار، سه طيف وسيع ازاصول Principles درحال شكل گيري هستند كه عبارت ازموارد ذيل ميباشند:

.1 كنارگذاشتن روشها Methods والگوهاي Patterns توليدي مبتني بركشاورزي صنعتي وجستجو براي نظامهاي اثربخش تربا بهره وري بالاونهاده هاي خارجي پايين. البته بايد به خاطرداشت كه ميزان نهاده هاي مورد استفاده دراين نظامها درواقع پايين نيست بلكه مقدارزيادي ازآنها كه درخود مزرعه توليد ميشود، مورد استفاده قرارمي گيرد. مزارعي با نهاده هايي چون نيروي انساني وسيع ويا يك نظام بهره برداري خوب ساماندهي شده ممكن است ازنهاده هاي خارجي اندكي استفاده نمايند ولي درعين حال ازنهاده هاي داخلي بالا وهمچنين ميزان توليد يا ستانده ي خيلي بالا نيزبرخوردار باشند. ويژگيهاي بارزنظامهاي اكولوژيكي طبيعي ونظامهاي بهره برداري دهقاني درمقايسه با كشاورزي صنعتي، بازچرخش دروني انرژي ومواد غذايي ودرجه ي بالاي خودكفايي Self sufficiency آنها ميباشد، بدين معنا كه ازطريق تدابيرهمه جانبه اي مانند مديريت صحيح مواد ارگانيك و                  عمليات زراعي Agricultural operations، جلوگيري ازفرسايش Erosion خاك، نگهداري ومديريت مواد غذايي خاك و...، شرايط مناسبي را فراهم آوريم كه درآن خاك حفظ شده، نباتات برويند ودامها خوب رشد نمايند.

.2 دخالت ومشاركت دادن خود كشاورزان دربرنامه هاي توسعه وهمچنين اعتباربخشي ودرك وشناخت دانش بومي دررابطه با كشاورزي ومديريت منابع طبيعي. اين دانش درواقع به عنوان پايه واساسي است كه توسعه ميتواند برمبناي آن استوارگشته وشكل بگيرد، اگرچه اين دانش درطول تاريخ توسعه ي نوين ودوره هاي مدرنيزاسيون وانقلاب سبزمورد بي مهري واضمحلال Overthrow قرارگرفته است. اكنون وقت آن فرارسيده كه قبل ازهرتوسعه وپيشرفتي دانش بومي كشاورزرا احياء نمود.

.3 استفاده ازحفاظت فعال منابع (خاك، جنگل و...)، همراستا با فرآيندهاي توليدي.

 

                        شرايط لازم جهت رسيدن به كشاورزي پايدار

 

 جهت رسيدن به كشاورزي پايدار، مطابق با شكل فوق وبرمبناي سه اصل ذكرشده بايستي چهارشرط ذيل مهيا باشد:

.1 فناوريهاي حفاظت كننده ي منابع ازقبيل مديريت تلفيقي آفات، حفاظت آب وخاك، بازيا فت مواد غذايي و... وجود داشته باشند.

.2 نهاده ها وگروههاي محلي درجامعه موجود باشند كه ازكارگروهي آنها وهمچنين دانش بومي افراد درجهت رسيدن به كشاورزي پايداراستفاده گردد.

.3 نهاده هاي دولتي وغيردولتي بيروني پشتيبان وحمايت كننده ي پايداري موجود باشند.

.4 محيط مساعدي براي سياستگذاري Policy راجع به كشاورزي پايدارفراهم باشد، ازجمله جريمه كردن يا برخورد قانوني با آنهايي كه باعث آلودگيهاي زيست محيطي ميشوند ويا دادن يارانه به فناوريهايي كه حفاظت كننده ي منابع هستند.

 

اهداف كشاورزي پايدار The goals of sustainable agriculture

 

كشاورزي پايداراهدافي را دنبال ميكند كه ازجمله ي آنها ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:

.1 تنوع زيستي و چشم اندازهاي View روستايي را كه داراي خصوصيات طبيعي و فرهنگي غني هستند حفظ كرده و تقويت نمايد.

.2 غذاهاي سالم و عاري ازآلودگي Pollution توليد كند.

.3 ظرفيت Capacity بهره وري Exploitation خاكها را حفظ نمايد.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 18:34  توسط   | 

کنترل وگواهی بذر(دکترعباس ملکی)4

بذرهاي سخت  Hard seeds

 

بسياري ازبذورگياهان زراعي بدليل داشتن پوسته ي سخت قادربه جوانه زني نيستند يا اينكه جوانه زني آنها با دشواري انجام ميگيرد، به اين بذور Hard seed گفته ميشود. پوسته ي نفوذناپذير Impervious آنها مانع ازورود آب واكسيژن به درون بذرشده وگاه نيزبا وجود نفوذ پذيري به آب واكسيژن، مانع ازخروج ريشه چه وساقه چه ميگردد. دراينگونه موارد معمولا" دو سري فعاليت انجام ميگيرد، تيغ زني Scarification و پيش سرمادهي Stratification، درتكنولوژي بذرتيغ زني به هرگونه فعاليتي اطلاق ميشود كه منجربه حذف مقاومت Resistance پوسته ي نفوذ ناپذيروسخت بذرشده وميتواند شيميايي يا مكانيكي باشد. درروش مكانيكي هرگونه فعاليت مكانيكي شامل خراشيدن Scratch، شكستن Break، سوراخ كردن Puncture پوسته و... مدنظراست. مثلا" گاهي اوقات بذوررا درون كيسه ها Pouchs يا بشكه هايي Casks همراه با ماسه Sand مخلوط كرده كه دراثرحركت مداوم ميتوان منافذي درپوسته ي بذرايجاد كرده وتا حدودي نفوذ پذيري آن را به آب وگازها افزايش داد. اما درروش شيميايي ميتوان ازبرخي مواد نظير HCL يا H2SO4 استفاده كرد، كاربا اين مواد اگرچه خطرناك Dangerous است اما بهترين نتيجه Result را درمدت زمان كوتاه درپي دارد، بدين ترتيب كه بذوررا بسته به درجه ي سختي وبه مدت معين ومعمولا" كوتاه(چند ثانيه) درون اسيد قرارداده كه اين كارسبب كاهش نفوذ ناپذيري پوسته ميگردد. درفرآيند پيش سرمادهي بذوررا درمحيط مرطوب Humid ودردماي پايين قرارميدهند. دماي پايين ميتواند به همراه جذب آب فعاليتهاي متابوليكي جنين را افزايش داده ومنجربه بهبود جوانه زني شود.

 

قوه ي ناميه ي بذر  Seed viability

 

ازفاكتورهاي كيفي Qualitative ومهم بذربوده وعبارتست ازميزان جوانه زني بذوردرشرايط آزمايشگاه In vitro وتحت كنترل كه توانايي بالقوه ي بذررا براي جوانه زني نشان ميدهد.

 

درجه ي خلوص  Degree of purity

 

بردو نوع است، فيزيكي وژنتيكي، درنوع اول ناخالصيهايي كه بشود آنها را با فعاليتهاي مكانيكي ازبذرجدا كرد ونيزجدا كردن بذرسايرگياهان ودرنوع دوم جدا كردن بذرارقام مشابه ازرقم اصلي مدنظرميباشد.

 

ارزش مصرفي بذر  Seed consumption value

 

ميزان بذري كه درمجموع وبا حذف ناخالصيها وبذورجوانه نزده قابليت جوانه زني داشته وميتواند درشرايط مزرعه سبزگردد.            S.C.V=D.O.P + S.V 

 

                                            تراكم  Density

 

ارزش مصرفي بذر/[وزن هزاردانه 1000. /تراكم مطلوب بذر]= ميزان بذرمصرفي درهكتار

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 4:25  توسط   | 

کنترل وگواهی بذر(قسمت سوم)

 درگياهان پلي پلوئيد(داراي چند دسته كروموزوم) مانند هندوانه Watermelon(Citrullus vulgaris) بدليل آنكه مضرب كروموزومهاي آن فرد است، تقسيم ميوزدچاراشكال شده ودرنتيجه قادربه توليد بذرنميباشد. گذشته ازعوامل مذكور، ممكن است بدلايل محيطي (مهمترين عوامل براي گرده افشاني Pollination وسلامت دانه ي گرده، دما Temperature ورطوبت Moisture محيط هستند.) دربرخي گياهان مثل سيب زميني، توت فرنگي Strawberry(Fragaria vesca)،نرگس (Narcissus species)و... نيزكه بذرهاي سالم وقابل سبزشدن توليد ميكنند، تكثيربا روش غيرجنسي صورت گيرد زيرا نهالهاي بذري Seminal saplings اين گياهان ممكن است آنقدرضعيف Weak باشند كه براي بزرگ شدن وبه ثمرنشستن آنها مدت زمان زيادي لازم باشد.

روشهاي متعددي براي تكثيرغيرجنسي وجود دارد كه ازجمله ي آنها ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:

.1 قلمه زدن، كه دراين روش ميتوان قلمه را ازريشه Root، ساقه Stem، شاخه Branch، برگ Leaf وجوانه Bud گرفت.

.2 پيوند زدن Scion grafting، كه دراين روش ميتوان ازجوانه يا شاخه استفاده كرد.

.3 تقسيم كردن Split

.4 خوابانيدن

 

آپوميكسي Apomixis

 

روشي است كه درآن توسط اندامهاي تناسلي Genital organs اما بدون لقاح Conjugation وبصورت غيرجنسي بذرتوليد ميگردد. دراين روش بدون آنكه چرخه ي جنسي تكميل گردد وبدون آميزش Intercourse گامتهاي نروماده، بذرتوليد مي شود. بذورحاصله داراي ساختمان ژنتيكي مشابه گياه مادري ميباشند. درآپوميكسي، بذرمرحله ي ميوزرا درهنگام تشكيل شدن بطوركامل طي نكرده وازاين نظرشبيه به تكثيررويشي است. آپو به معني ((بدون)) وميكسي از((تركيب شدن)) گرفته شده است، بنابراين آپوميكسي يعني ((بدون تركيب شدن)). آپوميكسي ميتواند اجباري Obligate يا اختياري Option باشد، درنوع اختياري گياه قادراست بجزاين روش ازروشهاي ديگري براي توليد بذراستفاده نمايد ودرنوع اجباري گياه براي توليد بذر ملزم به استفاده ازاين روش ميباشد. فوايد آپوميكسي عبارتند از:

.1 ايجاد تنوع Diversity وارقام جديد.

.2 ميتوان ازآن درپديده ي هتروزيس (پديده اي درتوليد گياهان هيبريد كه موجب ميگردد اين گياهان ازلحاظ ژنتيكي نسبت به والدين خود برتري داشته باشند.) استفاده نمود.

.3 اين پديده را درگياهان اقتصادي نيزميتوان بكاربرد.

درمورد چگونگي تشخيص Diagnosis آپوميكسي توسط اصلاحگر Improver ميتوان گفت، زمانيكه همه ي گياهان ونتاج ايجاد شده شبيه پايه ي مادري بوده وهيچ تنوعي بين آنها ديده نشود، ممكن است آپوميكسي رخ داده باشد كه پس ازايجاد چنين حالتي براي تشخيص دقيق، آزمايشهايي ازقبيل سنجش محتواي سلولي (DNA) وسايرآزمايشات سيتوژنتيكي صورت ميپذيرد.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 4:19  توسط   | 

تنظیم خانواده(قسمت پنجم)

Menstruation

 

عبارتست از خونريزي Hemorrhage فيزيولوژيك دوره اي رحم كه معمولا" هرچهارهفته يكباردرطي دوران استعداد باروري زن ودرغياب حاملگي اتفاق مي افتد، اين حالت ازسن بلوغ (9 سالگي) شروع شده وتا زمان يائسگي (40_45 سالگي) ادامه مي يابد. سن بلوغ دراشخاص مختلف متفاوت بوده وبستگي به سلامت عمومي شخص، تغذيه Nutrition، نژاد Descent، بهداشت (اعم ازفردي واجتماعي)، آب وهوا Weather، وضعيت اجتماعي و... دارد. دربيشتركشورهاي جهان سن شروع قاعدگي بين 11_16.5 سالگي بوده وحد متوسط آن 13 سالگي است، قطعا" شروع قاعدگي قبل از 9 سالگي ويا بعد از 17 سالگي دربيشتركشورهاي جهان غيرطبيعي Abnormal ميباشد. طول يك دوره ي قاعدگي از 22_35 متغيربوده وطبيعي تلقي ميشود ولي معمولا" 28 روزميباشد، مدت خونريزي قاعدگي بطورمتوسط 5 روزوميزان آن بين 50_100ml است. هردوره ي قاعدگي داراي سه فازتكثيري ، ترشحي Secretory وتخريبي  ميباشد كه درفازترشحي ميزان پروژسترون خون بتدريج افزايش مي يابد.

 

قاعدگي دردناك Dismenorrhea

 

نوعي قاعدگي است كه با درد زياد توام ميباشد، درد Ache ممكن است قبل ازشروع قاعدگي يا همراه با جريان خون بروزنمايد. قاعدگي دردناك ممكن است درميان زنان عصبي Neurotic، حساس Sensitive و پريشان روان Disturbed بيشترديده شود و يا ممكن است بعضي ازناراحتيهاي جسماني علت قاعدگي دردناك باشند كه ازجمله ي آنها ميتوان جابجا شدن رحم، رحم نارس، كيستهاي تخمدان (شيوع Prevalence آن زياد است)، اختلال Disorder دركارغدد Glands مترشحه و... را نام برد. دراين نوع قاعدگي درد به حدي شديد Intense است كه با تشخيص آپانديسيت Appendicitis مورد جراحي Surgery واقع ميگردد.

 

كيست تخمدان Ovarian cyst

 

عبارتست ازاختلال درترشح استروژن و پروژسترون و... ، براي تشخيص Diagnosis آن ازسونوگرافي و براي درمان Cure ازقرص ضد بارداري (تركيبي ازهورمونهاي استروژن و پروژسترون) بهره ميگيرند. درصورت ادامه و تشديد اين حالت، دختررحم خود را ازدست خواهد داد.

 

فقدان قاعدگي Amenorrhea

 

قاعده نشدن دردوران قبل ازبلوغ، يائسگي Menopause، آبستني و شيردهي، طبيعي ميباشد. بجزموارد فوق قاعده نشدن ممكن است بعلت اختلالات متعددي ازقبيل كم خوني Anemia ويا عدم تعادل درترشحات غدد داخلي اتفاق بيافتد.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 4:7  توسط   | 

تنظیم خانواده(قسمت چهارم)

Uterus

 

يك عضوگلابي شكل بوده كه جداره هاي آن ازماهيچه هاي ضخيمي ساخته شده است. قسمت پايين رحم(زَهدان) كه درداخل واژن قراردارد سريا گردن رحم Cervix of uterus ناميده ميشود، تنه يا جسم رحم دربالاي گردن قرارداشته وقسمتي از بالاي تنه كه بالاترازمحل دخول

لوله هاي رحمي قرارگرفته به ته رحم موسوم ميباشد. درحالت عادي وزن رحم حدود 60gr بوده كه درپايان حاملگي Pregnancy به حدود 1kg ميرسد وبعد اززايمان حدود شش هفته الي دو ماه طول ميكشد كه وزن آن به حالت اوليه بازگردد، پس دراين مدت قاعدگي صورت نميگيرد. كاررحم عبارتست ازحمايت جنين درحال رشد وخارج كردن آن بعد ازتكميل ودرموقع زايمان، اين عضو جزء دستگاه داخلي ميباشد.

 

تخمدانها Ovaries

 

دوعضو با دامي شكل بوده كه درحفره ي شكمي دردوطرف رحم ونزديك به انتهاي لوله هاي رحمي قراردارند، طول آنها 4cm، عرض آنها 2cm وضخامت آنها 1.5cm است. كارتخمدانها عبارت از:

.1 ترشح هورمونهاي زنانه (استروژن وپروژسترون دوهورمون اساسي درتخمدانها هستند.)

2. توليد وتكامل تخمك Ovule وتخمك گذاري Ovulation

ميباشد.

 

استروژن

 

توسط فوليكولهاي گراف وجسم زرد توليد وترشح ميگردد. اين هورمون مسئول رشدونمو سريعتررحم وواژن درهنگام بلوغ است. ضخيم ترشدن مخاط رحم جهت آماده كردن آن براي لانه گزيني تخم بارورشده، ترميم Repair لايه ي داخلي رحم Endometrium بعد ازقاعدگي وبروزصفات ثانويه ي زنان ازجمله رشدونمو پستانها ازديگراعمال استروژن ميباشند. كاهش ترشح اين هورمون سبب ايجاد بي نظميهاي قاعدگي وكوچك شدن رحم وپستانها ميگردد.

 

پروژسترون

 

هورموني است كه توسط جفت وجسم زرد توليد وترشح ميشود. مهمترين عمل پروژسترون آماده كردن مخاط رحم جهت لانه گزيني تخم بارورشده ميباشد، اين هورمون مسئول بزرگ شدن پستانها ورشد وتكامل سلولهاي شيري است. كاهش ترشح پروژسترون درخانمهاي غيرحامله سبب بي نظميهاي قاعدگي ودرزنان حامله سبب سقط جنين ميگردد.

ترشح استروژن وپروژسترون تحت تاثيروكنترل هورمونهاي غده ي هيپوفيزمانند LH و FSH ميباشد.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 4:3  توسط   | 

تنظیم خانواده(قسمت سوم)

آناتومي وفيزيولوژي دستگاه توليدمثل Reproduction apparatus

 

يكي ازخصوصيات مهم حيات توليدمثل ميباشد، توانايي توليدمثل درانسان معمولا" بين سنين 12_15 سالگي حاصل ميگردد كه آن را بلوغ Puberty مي نامند. درهنگام بلوغ توليد هورمونهاي جنسي به مقاديرزيادي افزايش يافته كه بواسطه ي اثرات آنها دربدن، صفات ثانويه ي جنسي بروز مينمايد. صفات ثانويه Secondary qualities  درجنس مذكر Male عبارتند ازرشد ونمو آلت تناسلي Sex organ وكيسه ي بيضه Scrotum، توليد سلولهاي بالغ جنسي دربيضه ها Testicles، كلفت شدن صدا، رويش مودرناحيه ي صورت، زيربغل Underarm وشرمگاه Pubis، كاهش ذخايرچربي بدن وبسته شدن ماهيچه ها Muscles ودرجنس مؤنث Female اين علائم شامل رشد ونمو پستانها Breasts، رويش مودرشرمگاه وزيربغل، شروع قاعدگي Menstruation، توليد سلولهاي بالغ جنسي، رشد رحم Uterus ولوله هاي رحمي ومهبل Vagina، افزايش بافت چربي درنواحي پستان ولگن Pelvis ميگردند.

 

دستگاه تناسلي زنان Women's sexual system

 

اين دستگاه شامل سه قسمت خارجي External، داخلي Internal ونگهدارنده Holder ميباشد. قسمت داخلي بيشترعهده داررشد ونمو وزايمان جنين، قسمت خارجي بيشترعهده دارروابط تناسلي وجنسي وقسمت نگهدارنده شامل عضلات Muscles وليگامنتها است.

 

Clitoris

 

يك عضو بسياركوچك نعوظي Erectile است كه درحقيقت معادل آلت تناسلي درمردان ميباشد، اين عضودرتحريكات Instigations جنسي زن اهميت Importance بسياري داشته وجزء دستگاه تناسلي خارجي است.

 

Vagina

 

يك مجراي Meatus عضلاني وبه طول 10cm است كه محيط خارج را به داخل رحم مرتبط ميسازد، ازاين مجرا خون قاعدگي وطفل درهنگام زايمان خارج گرديده وهمچنين درهنگام مقاربت Coition، آلت تناسلي مرد وارد آن ميشود. اين قسمت نيزجزء دستگاه خارجي ميباشد.

 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 3:59  توسط   | 

مبانی کشاورزی پایدار(قسمت سوم)

با ظهوركشاورزي مدرن ميتوان نظامهاي كشاورزي موجود را به سه دسته تقسيم نمود كه عبارتند از:

.1 كشاورزي صنعتي Industrial agriculture

.2 انقلاب سبز

.3 كشاورزي نوع سوم Third.a(CDR) كه به آن كشاورزي پيچيده Complex، متنوع Diverse، ريسك پذير Risk taker وفراموش شده Forgotten نيز اطلاق ميگردد.

هريك ازاين سه نوع نظام درراستاي رسيدن به كشاورزي پايداربا چالشهايي مواجهند.

 

كشاورزي صنعتي

 

كشاورزي صنعتي كشاورزي اي است كه با مصرف نهاده هاي خارجي زياد عملكرد بالايي بدست ميدهد، اين نوع كشاورزي مكانيزه بوده ودرزمينهاي بزرگ مقياس وبا كشاورزان عمده انجام ميگيرد.

 

كشاورزي نوع سوم

 

بيشترمربوط به كشورهاي جهان سوم بوده ودرمناطقي با شرايط آب وهوايي نه چندان مطلوب، خاك غيرحاصلخيزوبا كشاورزان فقيروخرده پا صورت ميگيرد. دراين نوع كشاورزي نهاده ها به ميزان كم مصرف گرديده وعملكرد محصولات نيز ضعيف است، به اين نظام Low-Input هم گفته ميشود.

 

نمودار: بررسي ميزان عملكرد درسه نظام كشاورزي ومقايسه ي آن با كشاورزي پايدار

 

برمبناي نمودار فوق، دركشاورزي صنعتي براي رسيدن به كشاورزي پايدار بايستي با مصرف نهاده ي كمتر عملكرد محصول را كاهش داد تا اثرات زيانبار زيست محيطي نداشته باشد. درنظام انقلاب سبز ميتوان با حفظ عملكرد به كشاورزي پايداردست يافت البته مشروط بر اينكه ازاثرات زيانبارزيست محيطي آن كاسته شود. اما درمورد كشاورزي نوع سوم بايستي جهت رسيدن به نظام پايدار برميزان عملكرد محصولات افزود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 4:19  توسط   | 

کنترل وگواهی بذر(قسمت دوم)

هورمونهاي مختلفي نيزازقبيل جيبرليك اسيد، ايندول استيك اسيد(اكسين)، سيتوكينين، آبسيزيك اسيد و... عهده دار نقشهاي مهمي ميباشند، مثلا" جيبرليك اسيد تحريك آنزيمهاي هيدرولازرا انجام داده وميتواند جايگزين طول روز ونيازبه سرما گردد. اكسين افزايش حجم Volume، تعداد وطويل شدن سلول را سبب ميشود. سيتوكينين تحريك Instigation تقسيم سلولي را عهده داراست وبسياري ازاعمال ديگركه توسط اين هورمونها انجام ميگيرد. ازجمله ديگراعمالي كه تحت تاثيرهورمونهاي گياهي ميباشد بهاره سازي Vernalization است كه به منظورگلدهي زودهنگام درگياهان ازجمله در غلات پاييزه Fall cereals صورت ميگيرد.

توليد ساقه ي گل دهنده ي سال اول (Bolting) درگياهان دوساله اي همانند چغندرقند Sugar beet (Beta vulgaris) نيزازآثاربهاره سازي ميباشد. چنانچه افزايش طول روزسبب تحريك فاززايشي يك گياه گردد، آن گياه را روزبلند Long-day وچنانچه با كوتاه شدن طول روزگلدهي گياه تحريك شود، آن را روزكوتاه Short-day مي نامند.

                                           

اجزاء بذر Seed components

                             

اجزاء بذرعبارتند از:

.1 پوسته ي بذر Testa كه لايه اي براي محافظت Conservation ازبذر ميباشد.

.2 جنين Embryo كه قسمت زنده ي بذرمحسوب ميگردد.

.3 آندوسپرم كه قسمت عمده ي بذررا تشكيل داده وبافت ذخيره اي آن محسوب ميشود.

 

دلايل اهميت اصلاح بذر  Seed improvement

 

.1 بذر وسيله ي اصلي تكثيرگياهان زراعي است وبذرخوب توليد خوب را به همراه خواهد داشت واگرچنين امكاني ازطريق بذرفراهم نشود بايستي به فكرچاره بود.

.2 براي جلوگيري ازتفرق Separation صفات (تنوع ژنتيكي ناخواسته) كه منجربه عدم يكنواختي Monotony محصول ميگردد.

.3 بسياري ازگياهان نمي توانند ازطريق بذرتوليد سالمي داشته باشند، ازجمله اينكه داراي جنين ضعيف بوده يا گياهچه اي كه توليد ميكنند كيفيت Quality پاييني دارد ويا بدليل ناسازگاريهاي Incompatibility ژنتيكي وكروموزومي، گياهان قوي وبا بنيه توليد نميشوند. كنترل وگواهي Certification واصلاح بذرميتواند اين مشكلات را حل نمايد.

بطوركلي تكثيريا جنسي Sexual بوده كه ازطريق بذرصورت ميگيرد ويا غيرجنسي Asexual (رويشي) ميباشد. گياهان حاصل ازتكثيرغيرجنسي عمدتا" Mostly شبيه به والدين Parents خود بوده وازلحاظ ژنتيكي نيزعينا" ساختارژنتيكي والدين خود را دارا ميباشند. ازجمله روشهاي تكثيرغيرجنسي قلمه زدن است وبه مجموعه اي ازگياهان كه بدين ترتيب ازيك گياه اوليه بوجود مي آيند اصطلاحا" همگروه (Clone) اطلاق ميگردد. استفاده ازروش غيرجنسي خصوصا" درگياهاني حائزاهميت است كه به دلايل مختلف قادربه توليد بذرنبوده يا اينكه بذربسياركمي توليد مينمايند ويا گياهچه ي توليدي ازآنها فاقد كيفيتهاي لازم ميباشد. اين موارد ممكن است به دلايلي ازقبيل:

.1 داشتن ژن نرعقيمي Male sterility كه درگياهاني مثل پياز Onion(Allium fallax )باعث عدم تشكيل دانه ي گرده Pollen ويا بي اثرشدن آن ميشود.

.2 ناسازگاري بين گرده ومادگي Pistil كه درگياهاني مانند كلم Cabbage(Brassica oleraceae) باعث عدم رشد لوله ي گرده Pollen tube درمادگي ميگردد.

ايجاد شوند.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 4:26  توسط   | 

تنظیم خانواده(قسمت دوم)

تغييرات درجمعيت اعم ازافزايش Increase يا كاهش Decrease، رشد ناميده ميشود كه درمورد افزايش مثبت ودرمورد كاهش منفي خواهد بود.

 

مرگ ومير

 

يكي ازشاخصه هاي مهم درجمعيت شناسي بوده كه بطورطبيعي موجب كاهش جمعيت ميگردد. يكي ازميزانهاي مهم دراموربهداشت، مرگ ومير كودكان زيريك سال(نوزادان) است كه دركشورهاي پيشرفته 0/008 ودركشورهاي درحال توسعه 0/040_0/180 ميباشد.

 

تولد وباروري

 

اين عامل موجب رشد مثبت درجمعيت شده وعبارتست ازكليه ي تولدهايي كه دريك گروه اجتماعي يا دريك منطقه ي جغرافيايي ودريكسال اتفاق مي افتد. كودكاني كه درطي يكسال به دنيا مي آيند بروضعيت فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، سطح مسكن، سطح تسهيلات ودرآمد Income و... تاثيرگذار خواهند بود. ازديگرفاكتورهايي كه درپيش بيني Prediction جمعيت اهميت بسيارزيادي دارد، ميزان باروري كلي ميباشد كه عبارتست ازميانگين Average فرزندان زنده ي متولد شده درسالهاي باروري يك زن.

 

مهاجرت

 

مهاجرتها ممكن است داخلي (ازروستا به شهرويا بالعكس) يا خارجي باشند. مهاجرت ممكن است موجب نوساناتي دررقم جمعيت منطقه گردد اما دررقم جمعيت كلي دنيا تاثيري ندارد.

 

وقايع حياتي Vital events

 

عبارتند ازوقايع چهارگانه ي  ولادت Birth، ازدواج Marriage، طلاق Divorce ومرگ Die.

 

تنظيم خانواده  Family adjustment

 

هدف ازتنظيم خانواده ايجاد توازن Equilibrium بين امكانات وتعداد فرزندان درخانواده ميباشد. امام علي(ع) ميفرمايد (( كمي اعضاء خانواده يكي ازدو عامل خوشبختي است)). تنظيم خانواده به اعمالي اطلاق ميگردد كه به افراد كمك مي نمايد تا به اهداف ذيل دست يابند:

.1 پرهيزازتولد كودك ناخواسته Unwelcome

.2 داشتن كودك به تعداد دلخواه Arbitrary

.3 تنظيم فواصل بين بارداريها Pregnancy

.4 مراقبت اززنان وزايمان Parturition دررابطه با سن پدرومادر Parents

 

جنبه هاي بهداشتي تنظيم خانواده

 

.1 سلامت زنان Women's healthness

.2 سلامت جنين Fetus healthness

.3 سلامت شيرخواران وكودكان Suckling & children's healthness

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 3:27  توسط   | 

تنظیم خانواده(قسمت اول)

جمعيت Population

 

به مجموعه اي ازافراد كه دريك منطقه ي معين (محله، شهر، استان، كشور) وبطورمستقل زندگي ميكنند جمعيت گفته ميشود. جمعيت معمولا" به شكل تجمعي ازافراد خانواده هاست وخانواده Family واحد اساسي اجتماع Society به شمارميرود.

 

دورنمايي ازجمعيت جهان

 

توسعه ي واقعي جمعيت دنيا درعصرجديد رخ داده است وبهترين شاخص Index درتعيين Determining سرعت افزايش جمعيت، محاسبه ي زمان دوبرابرشدن آن يعني مدتي كه درطول آن جمعيت دوبرابر ميشود است. تخمين Estimate زده ميشود كه جمعيت جهان درسال 2050 ميلادي تقريبا" به رقم 9/4 ميليارد نفربرسد. امروزه بيش ازيك ميليارد نفردرجهان بين سنين 15_24 سالگي قراردارند، بنابراين آهنگ رشد جمعيت درسالهاي آينده بستگي به تصميماتي Decisions دارد كه اين قشرجوان درمورد تعداد افراد خانواده وتعداد فرزندانشان اتخاذ خواهند كرد. جمعيت كشورايران درصدسال قبل تنها ده ميليون نفربوده كه اين رقم درسال 1376 هجري به شصت ميليون نفررسيده است. افزايش جمعيت ميتواند كليه ي برنامه ريزيهاي Schedules اقتصادي، فرهنگي Cultural، بهداشتي Sanitary واجتماعي Social را تحت الشعاع قراردهد.

 

                             مشكلات ناشي ازرشد بي رويه ي جمعيت

 

اغلب كشورهاي توسعه يافته ميزان رشدي بين 0_1% درسال دارند درحالي كه اين ميزان در كشورهاي درحال رشد بين 2_3% ويا بيشترميباشد. رشد بي رويه ي جمعيت مشكلاتي را بدنبال دارد كه ازجمله ي آنها ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود:

.1 رشد جمعيت ودغدغه ي تامين غذا

.2 رشد جمعيت ونظام آموزشي

.3 رشد بي رويه ي جمعيت ونظام اقتصادي

.4 رشد بي رويه ي جمعيت وتامين مسكن

.5 رشد بي رويه ي جمعيت ومسائل بهداشتي

 

حركت جمعيت

 

جوامعي كه دريك مكان جغرافيايي زندگي ميكنند هميشه ثابت نبوده وتعداد، جنس وكيفيت گروههاي سني به مرورزمان تغيير خواهد كرد زيرا عواملي مانند مرگ ومير Mortality، زادوولد Births، مهاجرت Migration، جنگ War، فراگيري بيماريها(اپيدمي) برساختمان جمعيت اثرگذاشته وموجب دگرگوني آن ميگردد كه اين دگرگوني را حركات جمعيت Populace movements ميگويند. چنانچه حركات جمعيت دراثرتولد ومرگ وميرحاصل شود به آن حركت زماني Chronological movement اطلاق ميگردد وچنانچه مهاجرت درآن دخيل باشد آن را حركت مكاني Local movement ميگويند. باروري، مرگ وميرو مهاجرت نقش تعيين كننده اي بررشد جمعيت دارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:54  توسط   | 

کنترل وگواهی بذر(قسمت اول)

تعاريف وتوضيحاتي دررابطه با بذر Seed

 

واژه هاي كليدي Keywords

 

ساقه چه Caulicle، پوشش بذر Seed coat، ريشه چه Radicle، برگچه Leaflet، ميانگره Internode، گره Node، آندوسپرم.

 

بذرازديدگاه كشاورزي

 

عبارت است ازهرقسمت گياه كه پس ازكاشت Implant ميتواند گياهي مشابه گياه اوليه را توليد نمايد.

 

بذرازديدگاه گياهشناسي Botany

 

گياهچه ي Seedling كوچك وكاملي Perfect كه تمام اندامهاي لازم را براي تكثير Propagation دراختيارداشته وبصورت فشرده Intensive درون اندامي به نام بذرتجمع Congregation يافته است.

بنابراين بذرميتواند مانند غده Tuber، پياز Onion، ريزوم Rhizoid، استولن Stolon، پاجوش  Sprigو قلمه Cutting، يك عضو رويشي ويا مانند دانه Grain حاصل ازفرآيندهاي زايشي باشد. با اين توضيحات، تكثيرميتواند جنسي ويا غيرجنسي باشد، بذري كه حاصل ازفرآيندهاي جنسي است ميتواند به شكل يك ميوه ي خشك مثل گندم Wheat(Triticum vulgare)، جو Barley(Hordeum vulgare)، ذرت Corn(Zea mays) ويا اينكه مغزميوه باشد مانند لوبيا Bean(Phaseolus vulgaris)، ماش Ers(Phaseolus mungo)، عدس Lentil، سويا Soybean(Glycine max) ويا ممكن است قسمتي ازپوست ميوه باشد. بذردرتكثيرغيرجنسي ميتواند به شكل غده ي زيرزميني مثل سيب زميني Potato (Solanum tuberosum )، پيازويا ساقه هاي هوايي مثل نيشكر Sugar cane (Saccharom officinarum ) باشد. بنابراين دراصطلاح علمي، بذرگياهچه اي كاملا" رشد نيافته ميباشد كه همانند پلي بين نسلها عمل ميكند. بسياري ازگياهان زراعي به منظورتوليد بذر كشت ميگردند.

 

فعاليتهاي آنزيمي وهورموني درون بذر

 

هراندامي براي تكثيربايستي يك سلول اوليه (آغازين، بنياذين، آغازگرويا جنين Embryo) داشته باشد. اولين فرآيندي Process كه درهنگام جوانه زدن Germination رخ ميدهد، جذب Absorption آب است، جذب آب پديده اي فيزيكي ميباشد كه هم بذورزنده وهم مرده قادربه انجام آن هستند. مواد غذايي موجود درآندوسپرم ازجمله قندها بايستي شكسته شده وبه مصرف جنين برسند تا اينكه رشد كرده وسبزنمايد واين عمل(تجزيه ي قندها) توسط آنزيمهاي موجود انجام ميگيرد. فرم ذخيره اي قند دردرون گياه نشاسته Starch بوده وبا توجه به اينكه نشاسته بردوقسم (آميلوز وآميلوپكتين) است، تجزيه ي آن توسط دو آنزيم صورت مي پذيرد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 1:48  توسط   | 

مبانی کشاورزی پایدار(قسمت دوم)

ريشه هاي شكل گيري كشاورزي پايدار  Sustainable agriculture

 

انقلاب سبز  Green revolution

 

درطول جنگ جهاني دوم وبعد ازآن يعني ازسالهاي 1940_1960 ، انقلاب سبز ازسوي بنيادهاي فورد، راكفلرو دولت آمريكا مورد حمايت قرارگرفت، البته بتدريج دولت آمريكا ايفاگرنقش محوري دراين رابطه شد. انقلاب سبزبه مجموعه اي ازواريته هاي پربازده، كودهاي شيميايي، سموم وديگرمواد شيميايي وهمچنين كنترل وحفاظت رطوبت Moisture اشاره دارد. وقتي ازاين ديدگاه محدود به تكنولوژي انقلاب سبز مي نگريم، زمينه هاي كاربرد آن صرفا" به مناطق مرغوب ومستعد Susceptible كه درآنها امكان ايجاد شرايط مناسب مثلا" رطوبت خاك ازنظر اقتصادي موجود است، محدود ميگردد. انتقاداتي بر مبحث انقلاب سبز وارد است كه اين انتقادات وتبعات منفي ناشي ازانقلاب سبز درنهايت ودرحدود دهه ي 1980 منجربه شكل گيري بحث كشاورزي پايدار گرديد. ازجمله انتقادات وارد برانقلاب سبزميتوان موارد ذيل را نام برد:

.1 ايجاد نابرابري هاي جغرافيايي

انقلاب سبز زمينه هاي كاربرد محدودي داشت بدين صورت كه دركشورهايي مانند هند،چين وسايركشورهاي جنوب شرقي آسيا پيشرفتهاي قابل توجهي صورت گرفت اما درساير نقاط ازجمله آفريقا ومناطقي كه داراي خاك حاصلخيز Fertile يا آب فراوان نبودند اين فرآيند با شكست مواجه شد.

.2 نابرابريهاي اجتماعي- اقتصادي

استفاده ازتكنولوژي انقلاب سبز مستلزم توانايي ريسك، دسترسي به سرمايه ي ثابت وجاري(وسايل وتجهيزات، زمين، آبياري Irrigation، زهكشي Drainage، بذور Seeds، كود شيميايي Chemical manure و...)، دسترسي به زمين وتوانايي استخدام نيروي كار مزد بگيرميباشد، بنابراين كشاورزان خرده پا كه دردسترسي به سرمايه ها Capital، نهاده ها Inputs و... مشكل داشتند دراستفاده ازانقلاب سبز دچارشكست شدند. البته مسئله هميشه اين نبود كه كشاورزان Farmers كوچك نميتوانند تكنولوژي جديد را بپذيرند بلكه مسئله دراينجا بود كه كشاورزان خرده پا خيلي ديرتراز كشاورزان بزرگ آن را مي پذيرفتند وآن هم زمانيكه دسترسي به اين تكنولوژي آسانتربود وفي الواقع دراين زمان مزاياي مالي روي آوري به سيستمهاي نو وپربازده نصيب زودپذيران گرديده بود، چرا كه پذيرش انبوهي غالبا" درنهايت سبب كاهش قيمت محصولات ميگرديد، بعلاوه تبعيضات Discriminations  اعمال شده ازسوي سازمانهاي ترويجي ومشخصا" تاكيد آنها بربكارگيري مروجان Promoters مرد باعث شد كه زنان كشاورز درموقعيت نامطلوبي Undesirable قرار گيرند.

.3 مشكلات بهداشتي ودرماني

روشهاي انقلاب سبز درمناطق با پتانسيل بالا به لحاظ توليدي با موفقيت زيادي بكار گرفته شد ولي آنچه بتدريج Gradually محسوس ترميگردد آن است كه اين موفقيت درافزايش عملكرد محصول Crop yield به قيمت بسيارگزاف وغيرقابل قبول ازنظرسلامتي انسانها ومحيط زيست تمام شد. استفاده ازمواد شيميايي دركشاورزي با توجه به سطح پايين سواد Literacy، ناكافي ونامطلوب بودن وسايل حمل ونقل وامكانات نگهداري سموم شيميايي، با سوء مديريت Management همراه ميباشد. دراين رابطه داستانهاي وحشتناكي Terrible ازجمله وجود سبزيجات Greens وميوه جات Fruitery آلوده به سموم دربازارهاي مناطق شهري به گوش ميرسيد، شمارمرگ ميرهاي ناشي ازمصرف سموم نيزدرحال افزايش بود وشواهد فراواني درخصوص افزايش ميزان مرگ ومير Fatality درماههايي كه استفاده ازسموم زياد بود وجود دارد.

.4 مشكلات زيست محيطي

كشاورزي مدرن بطرق مختلفي منافع نسلهاي آينده را ناديده ميگيرد، ازبين رفتن خاك زنده ي سطحي كه تنها ميتواند بتدريج وبا زحمات زياد ترميم Regeneration گردد، آلودگي خاك وآب وجوزمين Atmosphere، جنگل زدايي Deforestation، آبياريهاي بي رويه اي كه خاك را بعلت قليايي كردن غيرمولد Barren وغيرقابل استفاده ميكنند، مداخله ي غيرمسئولانه وهمه جانبه دراكوسيستم كه منجربه عدم تعادل Unbalance وآسيب پذيريهاي فراوان ميگردد، ازبين رفتن تنوع Diversity زيستي گياهي وجانوري، ازبين رفتن ذخيره ي ژنتيكي، گرم شدن Warming زمين و... همه ازتبعات كشاورزي مدرن ميباشند.

 

كشاورزي پايدار

 

كشاورزي اي است كه دردرازمدت كيفيت زيست محيطي ومنابع پايه اي را كه كشاورزي بدانها وابسته است ارتقاء دهد، نيازهاي اساسي غذا وفيبرانسان را فراهم آورد، ازنظراقتصادي بادوام بوده وكيفيت زندگي كشاورزان وجامعه ي روستايي Rural society را بهبود Improvement بخشد،(Anon 1989). كشاورزي پايداربه يك سيستم توليدي وتوزيعي اطلاق ميگردد كه :

.1 حاصلخيزي Fertility خاك ومنابع طبيعي پايه natural resources Basis را حفظ كرده وتجديد Renewal نمايد.

.2 مديريت وكاربرد Utilization منابع داخل مزرعه Farm را بهترسازد.

.3 استفاده ازمنابع غيرتجديد شونده وكاهش Decrease نهاده هاي خريداري شده يا بيروني توليد.

.4 درآمد زراعي كافي را فراهم آورد.

.5 اثرات زيانبار Injurious effects برروي بهداشت Hygiene، امنيت Peacefulness، حيات وحش Wildlife، كيفيت آب ومحيط زيست را به حداقل برساند.

ازمنظرديگر، كشاورزي پايداركشاورزي اي است كه ازنظراكولوژيكي مطلوب، ازنظراقتصادي مقرون به صرفه وازنظراجتماعي عادلانه وانساني باشد. همانگونه كه ازتعاريف فوق مشخص است كشاورزي پايدارداراي سه بعد اجتماعي، اقتصادي واكولوژيكي(زيست محيطي) بوده وهمانگونه كه درشكل خواهيم ديد، ميزان اهميت Importance هريك ازاين ابعاد Dimensions يكسان ميباشد ونبايستي جهت دستيابي به يكي ازآنها ابعاد ديگرفدا گردند.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 6:23  توسط   | 

مبانی کشاورزی پایدار(قسمت اول)

توسعه    Development

 

هرگونه تغييرمثبتي را كه موجبات بهبود وضع زندگي مردم را فراهم آورد توسعه گفته ميشود. توسعه درقرن حاضربه معناي كوشش آگاهانه، نهادينه وبرنامه ريزي شده درراستاي پيشرفت اجتماعي واقتصادي جامعه ميباشد.

 

روند شكل گيري مفهوم توسعه ي پايدار   Sustained development

 

براي مشخص شدن روند توسعه، سه دوره ي مختلف را درنظرگرفته ودرهركدام، معيارها واستراتژيهاي اجرايي توسعه را مورد بررسي قرارمي دهيم. اين سه دوره عبارتند از:

.1 دوره ي خوش بيني واعتماد Optimism & Trust

اين دوره، بيشتردهه ي 1950_1960  را شامل ميگردد.

.2 آغاز ترديد وبازنگري درمفاهيم توسعه

.3 توسعه ي خودجوش (درون زا يا خود اتكا)

 

توضيحات  Explaination

 

دوره ي اول  First era

 

بعد ازجنگ جهاني دوم، كشورهاي جهان اعم ازتازه استقلال يافته ها مانند هند وپاكستان ويا كشورهايي كه ازقبل مستقل Independent يا نيمه مستقل Semi-independent بودند، به دوگروه تقسيم شدند، گروهي تحت عنوان كشورهاي آزاد زيرچترحمايت سياسي Politic واقتصادي Economic آمريكا درآمده وگروهي به عنوان كشورهاي سوسياليست به طرفداري ازشوروي پرداختند. كشورهاي گروه اول درراستاي توسعه ي اقتصادي واجتماعي خود راه غرب را پيش گرفته وتئوريهاي مربوط به توسعه ي غربي را برگزيدند اما گروه دوم راه سوسياليست وبرنامه ريزي مركزي را انتخاب كردند. بسياري ازعلما وصاحبنظران جهان آزاد معتقد بودند كشورهاي عقب مانده وتازه استقلال يافته بايستي براي رهايي ازعقب ماندگي، همان راههايي را طي كنند كه درگذشته كشورهاي غربي پيموده اند، ازاينرو مدرنيسم به شيوه ي غربي، مايه ي ترقي محسوب ميشد. الگوهاي غربي توسعه، افزايش توليد ناخالص ملي يا درآمد سرانه را بعنوان يكي ازمعيارهاي سنجش توسعه مي شمردند ودرغرب اعتقاد براين بود كه رشد اقتصادي، خود موجب افزايش سطح اشتغال Occupation ودرنهايت محو فقر Poverty درجامعه Society خواهد شد. دراين دوره اقتصاددان مشهوري به نام Arthur luis عقيده داشت كه با استقرار صنايع سنگين واتوماتيك ميتوان فقيرترين گروههاي جامعه را ازطريق سياست چكه به پايين Trickle down ازمنافع آن بهره مند ساخت، براين اساس عوامل اصلي وابتدايي كه چرخ توسعه را به گردش درمي آورند بايستي ازخارج به جامعه وارد شوند، ازاينرو توسعه بايد ازجانب دولت مركزي هركشورارائه شده وموتورآن با استفاده ازكمكهاي مالي خارجي روشن گردد، بدين ترتيب تكنولوژي نقش اصلي را ايفا كرده ومردم اغلب بعنوان وسيله ي توسعه تلقي ميشوند (نه هدف وبازيگراصلي صحنه). ازجمله اين كمكهاي خارجي ميتوان طرح مارشال براي بازسازي Rebuilding اروپا واصل 4 ترومن جهت توسعه ي روستايي وترويج كشاورزي دركشورهاي جهان سوم را نام برد. در اين دوره كه ازنظر زماني، طي سالهاي 1950_60 سپري شد، تنها فاكتورهاي اقتصادي(رشد درآمد سرانه يا توليد ناخالص ملي معادل 6%) ملاك توسعه به شمارآمده وبه شاخصهاي اجتماعي وغيراقتصادي مانند فقر، بهبود تعليم وتربيت، وضع بهداشت، خدمات، مسكن، بيكاري Unemployment وتوزيع عادلانه ي درآمدها چندان توجه نمي شد، اين دهه توسط سازمان ملل دهه ي توسعه نام گرفت اما پس ازگذشت يك دهه، يعني دراويل دهه ي 1970 مشخص گرديد بسياري ازكشورها كه ازنظراقتصادي به اصطلاح توسعه يافته بوده وبه رشد درآمدي 6% نائل شده بودند، كماكان با مشكلاتي چون فقر، بيكاري ونابرابري دست وپنجه نرم مي كردند، براين اساس ملاكهاي قبلي توسعه مورد ترديد وتعاريف توسعه مورد بازنگري قرارگرفت.

 

دوره ي دوم  Second era

 

دراواخردهه ي 1960 تجارب بدست آمده ازدهه هاي گذشته نشان داد كه عليرغم كوششها وتلاشهاي عمراني دربسياري ازكشورهاي جهان سوم يا توسعه رخ نداده ويا اينكه آهنگ آن كند بوده است، علاوه برآن معدود كشورهايي هم كه توانسته بودند به نرخ رشد 6% تعيين شده ازسوي سازمان ملل نائل آيند همچنان با مشكلات عديده اي چون افزايش اختلاف طبقاتي درجامعه دست وپنجه نرم ميكردند ودرمجموع وضع اقتصادي واجتماعي آنها نسبت به سابق بهترنشده بود. دراولين واكنش نسبت به اين موضوع، صاحبنظران امرتوسعه، رشد اقتصادي توام با توزيع مجدد Redistribution ويا عادلانه تر More equitable ثروتها Wealthes ودرآمدها Revenues را توصيه نمودند. بنا براين دراين دوره چنين استدلال شد كه افزايش توليد ناخالص ملي Impure national production براي محوفقروفلاكت وايجاد ثروت وقدرت دركشورهاي جهان سوم لازم است اما به خودي خود كافي نمي باشد. بدين ترتيب دراوايل دهه ي 1970 تغييراتي درتعاريف توسعه بوجود آمد ومحو فقروگرسنگي وبرآوردن نيازهاي اساسي مثل خوراك وپوشاك Food & Wear نسبت به فاكتورهاي مربوط به رشد اقتصادي دراولويت قرارگرفت. دراين دوره شعاررسيدگي به حال فقيرترين افراد جامعه همه جا به گوش مي رسيد وبسياري ازسازمانهاي بين المللي ومؤسسات كمك دهنده ي خارجي وبانك جهاني پروژه هايي را جهت بهبود وضع زندگي مردم طرح واجرا نمودند، دراين دوره، ديگرانسان صرفا" وسيله ي توسعه تلقي نشد بلكه هدف توسعه نيز به شمارآمد ومنزلت انسان دربرنامه هاي توسعه مدنظرقرارگرفت.

 

دوره ي سوم  Third era

 

دراواخردهه ي 1970 شعاررشد توام با توزيع عادلانه تردرآمدها ونيزشعاررسيدگي به حال فقيرترين افراد جامعه وبرآوردن نيازهاي اساسي مردم تقريبا" ازرونق افتاد ودليل آن تجارب بدست آمده دركشورهاي مختلفي بود كه دراستراتژيهاي خود براي نيل به توسعه چنين شعارهايي را ملحوظ Regarded كرده بودند، تجارب بدست آمده نشان داد كه چنين كشورهايي هم نتوانستند به معناي واقعي توسعه يافته شوند چرا كه كمكهاي خارجي كه دراشكال گوناگون وبويژه جهت اجراي پروژه هاي كمك به فقرا وطبقات كم درآمد دركشورهاي جهان سوم ارائه ميشد دائمي نبودند، بعلاوه به محض قطع كمكها پروژه هاي عمراني هم تعطيل ميشد، همچنين كمكهايي كه دردولتهاي جهان سوم وبه شكل يارانه و... به مردم ميشد هميشگي نبوده وبودجه ي Budget لازم نيزجهت ادامه ي اين برنامه ها وجود نداشت وقوه ي ابتكاروخلاقيت درافراد جامعه شكوفا نميشد، بنابراين دردهه ي 1980 بازنگريهايي درتعاريف توسعه ايجاد وآن را فرآيندي تلقي كردند كه مي بايست دردرازمدت انجام گرفته وانسان بعنوان هنرپيشه ي اصلي درآن ايفاي نقش نمايد. ازاينرو ايجاد درآمد وشغل براي افراد فقيروكم درآمد مطرح شد وصاحبنظران امرتوسعه به اين نتيجه رسيدند كه جوامع بايستي به خود متكي بوده وموتورتوسعه را ازدرون به حركت درآورند وبدين ترتيب بحث توسعه ي خود اتكا Self-dependence يا درون زا Endogenous مطرح گرديد.

 

توسعه ي پايدار

 

توسعه اي است كه نيازهاي نسل كنوني را برآورده ميسازد بدون آنكه براي نسل آينده محدوديتي Limitation بوجود آورده وتوانايي Ability نسلهاي آينده را دربرآورده ساختن نيازهاي خود به مخاطره افكند. دربحث توسعه ي پايدارنكات ذيل مدنظرقرار ميگيرند:

.1 درتوسعه ي پايدار انسان مركزتوجه بوده وهماهنگ با طبيعت Nature سزاوار حياتي توام با سلامت Health وسازندگي Creating است.

.2 توسعه حقي است كه بايستي بصورت مساوي، نسلهاي كنوني وآتي را تحت پوشش قراردهد.

.3 حفاظت Protection ازمحيط زيست Environment بخشي جداناشدني Inseparable ازتوسعه بوده ونمي تواند جداگانه بررسي شود.

.4 كشورها Countries بايستي دريك حركت جمعي ازسلامت ويكپارچگي Integration نظام طبيعي كره ي زمين Earth حراست نمايند.

.5 كشورها با توجه به سهم متفاوتشان درآلودگي Pollution محيط زيست، مسئوليت مشترك اما متفاوتي دراين زمينه دارا ميباشند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 4:5  توسط   |